كوته نظرى صاحبان نظريه تفكيك اينست كه اگر بخواهيم اساسىترين عامل احساس پوچى زندگى را در ميان عوامل احتمالى آن تشخيص بدهيم ، بدون ترديد جز همين عامل تفكيك علوم و ارزشها و معنويات نخواهيم يافت . آرى ، اين يك حقيقت است كه از قانون استلزام قطعى سرچشمه مىگيرد كه در آن هنگام كه ارزشها و معنويات همانند « اخلاقيات تابو » بدون دليل محكم و استوار بر واقعيات تلقى شود ، خود زندگى هم بدنبال آن جز يك تا بوى پر از شكنجه و زحمت چيزى نخواهد بود . ( 1 ) نبايد كوچكترين ترديدى كرد در اين كه آن تحقير و اهانتها كه در بارهء معنويات و ارزشها از طرف خودكامگان و وسائل آنان صورت گرفت ، تبديل شدن كرهء زمين به موتورى سوزان نه تنها نبايد جاى شگفتى بوده باشد ، بلكه اگر چنين نمىشد جاى حيرت و شگفتى شديد بود كه ، زيرا تمام قوانين علمى كه از نظم واقعى عالم هستى كشف مىكند ، مختل مىگشت . ما نمىدانيم آيا واقعا اين متفكر نماها روزى فرصت يافتند از خود بپرسند : چه دليلى براى علمى بودن معنويات و ارزشها بالاتر و روشنتر از اين مىتوان تصور نمود كه عدم مراعات آن امور ( ارزشها و معنويات ) است كه حيات بشرى را با جدىترين خطرى كه در تاريخ بشرى سابقه نداشته و او را هم اكنون با نابودى كلى تهديد مىكند ، مواجه ساخته است . حقيقت اينست كه غفلت و تخدير فوق العاده اى لازم است كه انسان متوجه نباشد كه آرى ، آتش خود انسان را هم مىسوزاند ، و قانون عليت كه ميان آتش و سوزاندن وجود دارد ، ما بين پنبه و انسان تفاوتى نمىگذارد . اين نكته را هم ناگفته نگذاريم كه استدلال به قرار گرفتن بشر در معرض نابودى ، براى اثبات علمى بودن تلازم ما بين عدم مراعات ارزشها و معنويات [ كه يكى از اساسىترين آنها مراعات كرامت و شرف و حيثيت انسانى است ] و نابودى انسانها بعنوان مثال زدن يك مورد چشمگير است ، و الا اگر بخواهيم اين قانون تلازم را از آغاز حيات دسته جمعى انسانها در اين كرهء خاكى منظور نماييم ، قطعى است كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٣
هامش
( 1 ) اخلاق تابو عبارتست از آن اعمالى كه بدون استناد به دليل و علت قابل قبول ، در ميان قومى شايع مىشود ، بلكه حتى گاهى بر خلاف عقل و مشاهدات مىباشد . در مباحث آينده توضيح مختصرى در اين موضوع خواهيم داد .