هر گونه عطاء خلاف اصل و قانون است كه اسراف محسوب مىشود و آيات و روايات فراوانى در ممنوعيت اسراف وارد شده است كه دلالت بر معصيت بودن اسراف مىنمايند . سپس مىفرمايد : فرق گذاشتن ميان مردم به جهت امتيازات ، اگر چه در اين دنيا موجب سر بلندى ميان مردم مىباشد ، ولى بدانجهت كه خلاف قانون است ، بار جرم آن را در روز قيامت بايد بدوش خود بكشد . از طرف ديگر همان مردمى كه بدون استحقاق واقعى مالى را دريافت كردهاند ، سپاسگزارى و قدر دانى و وفا به بخشندهء مال نخواهند نمود . اين حقيقتى است كه تجربه آن را به خوبى نشان داده است . البته در اين مورد دو مسئلهء مهم وجود دارد كه يكى از آن دو كاملا روشن است و دومى احتياج به توضيحى دارد كه مطرح خواهيم كرد . اما مسئلهء يكم - تساوى در صورتيست كه بعضى از افراد نيازى بيشتر از ديگران نداشته باشند كه در صورت بر طرف نشدن آن ، حيات آن افراد با خطر مواجه مىگردد .
مسئله دوم - آيا انسانهايى كه داراى امتيازات اختيارى هستند با احساس تساوى با ديگران در برخوردارى از مزاياى زندگى ، مأيوس و دلسرد نمىشوند و بديهى است كه اين يأس و دلسردى موجب ورود ضرر بر اجتماع مىگردد .
اين يك سؤال بسيار با مورد است و حاصل آن اينست كه اگر انسانهايى كه از امتيازات اختيارى برخوردارند ، مانند تلاش و تكاپو در راه مصالح جامعه و دفع ضرر و آسيب از آن و همچنين مانند به كار بردن نبوغ و هشياريها و انرژىهاى مغزى و عضلانى در بوجود آوردن ساختار تكاملى براى جامعه ، اگر در بهره بردارى از وسايل معيشت با ديگران مساوى باشند ، طبيعى است كه دلسرد مىشوند و يأس و نوميدى جوشش و اشتياق آنان را به كارهاى مفيد فرو مىنشاند و از بين مىبرد .
حلّ اين مشكل را مىتوان به ترتيب زير مطرح نمود : اين كه اكثريت قريب به اتفاق مردم سود جو و تمايلات آنان به نفع به معناى عام بسيار فراوان است ، هيچ مورد ترديد نيست . بنا بر اين ، ما چند راه در پيش داريم كه مىتوانيم آنها را مورد توجه قرار بدهيم : 1 - كوشش جدى براى تعليم و تربيتى كه بتواند عظمت ارزش ذاتى امتيازات
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٠