مىگويند : روزى شمس تبريزى در سن 5 يا 6 سالگى با پدر و مادر خود نشسته بود ، شمس در برابر گفتهء پدر سخنى پر معنى گفت ، پدر وى بر آشفت و گفت : بس كن ، من كه پدر تو هستم و ترا بوجود آوردهام نمىفهمم ، تو مىفهمى شمس فورا چنين پاسخ داد : اى پدر ، اجازه مىدهى من حرفى بزنم گفت : بگو . شمس گفت : پدر ، مردم گوناگونى كه از كوچهها مىگذرند ، آيا ديوارهاى آن كوچهها ، آن مردم را مىشناسند كه كدام شريف است و كدام پست ، چه كسى نادان است و چه كسى دانا پدر گفت : معلوم است كه ديوارها مردم را كه از ميان آنها مىگذرند ، نمىشناسند . شمس گفت : پدر عزيز ، من هم از ميان ديوارهاى تو و مادرم عبور كردم و شما نمىدانستيد من كيستم . حال آيا پدر شمس ، نبوغ فرزندش را مىتواند به حساب امتياز خود در آورد و به آن مباهات نمايد و از بيت المال بيشترى هم برخوردار گردد نه هرگز . بنا بر اين ، هيچ يك از دو قسم امتياز ( اختيارى و اجبارى ) نمىتواند بيش از استحقاق واقعى خود از بيت المال بهره ور شود . حالا توجه كنيم به منشاء حكمى تساوى مردم در برخوردارى از بيت المال كه عبارتست از اتحادهاى دوازده گانه كه انسانها را از ابعاد گوناگونى با يكديگر مساوى نموده است : ( 1 ) 1 - تساوى در خالق ( خالق همهء آنان خدا است ) ( ماوراى طبيعى ) 2 - تساوى در حكمت بالغهء خداوندى كه آنانرا بوجود آورده است و در سرنوشت نهائى و هدف اعلائى كه همهء انسانها توانائى وصول به آن را دارند . ( ماوراى طبيعى است ، زيرا تكاپو براى وصول به آن سرنوشت و هدف ، به اختيار انسان و در عرصهء طبيعت انجام مىگيرد . ) 3 - تساوى در آغاز خلقت در طبيعت . از يك پدر و مادر ( طبيعى )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 118
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٨
هامش
( 1 ) اين اتحادها را در مبحث « فقط حق است كه مىتواند جامع حقيقى انسانها در يك وحدت عالى بوده باشد » مطرح كردهايم . و بدانجهت كه اين اتحادها و نتيجه گيرى از آنها از اهميت بالايى برخوردار است لذا در اين مبحث هم آنها را آورديم .