تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
بر ماده و ماديات را آگاهانه يا ناآگاه ، آزادانه يا ناآزاد مراعات مىكند . حال مىگوييم ضرورت سازگار نمودن وجود انسانى با عالم ماده و ماديات كه در حال ارتباط با آنهاست حق ، و بىاعتنايى به آن باطل است ، مگر اين كه به آن گونه اختلال مغزى و يا روانى دچار شود كه خود حيات و قانون آن را زير پا بگذارد . 4 - يكى ديگر از علل بىاعتنايى به حق و باطل و اهميت مثبت و منفى آن دو ، عبارتست از سستى اراده در تعيين وضع مناسب خود در برابر حق و باطل . بايد بدانيم كه سستى اراده در تعيين وضع مناسب خود در برابر حق و باطل ناشى است از حياتى تلقى نكردن دو موضوع حق و باطل مىباشد . همه ما مىدانيم كه : اندازهء قدرت و تحرك جدى اراده در بارهء يك موضوع با مقدار حياتى تلقى شدن آن موضوع رابطه مستقيم دارد . به اين معنى كه هر اندازه يك موضوع براى انسان حياتىتر تلقى شود ، به همان اندازه بر قدرت و تحرك و جوشش اراده او افزوده مىشود . مگر اين كه نيروى اراده و عامل تحرك جدى اراده از بين رفته يا كاهش يافته باشد مانند دورانهاى بيمارى ، يا انواع ناتوانىهاى عملى و كهنسالى و غير ذلك . و بالعكس ، يعنى هر اندازه كه يك موضوع بيشتر فاقد اهميت حياتى باشد ، به همان اندازه از قدرت و تحرك و جوشش اراده در بارهء آن موضوع كاسته مىشود . بنا بر اين اصل اساسى ، براى اين كه مردم جامعه در برابر حق و باطل وضع روانى جدى داشته باشند ، ضروريست كه حيات مخصوصا « حيات معقول » براى آنان به خوبى تفسير شود و سپس بايستگىها و شايستگىهاى حيات براى مردم به بهترين وجه و با دلائل قانع كننده ارائه شود . در نتيجه مردم با توجه به حياتى بودن آن بايستگىها و شايستگىها ، اراده را نيرومند و محرّك جدى نموده و با نظم و قانون عالى وجود زندگى مىكنند ، در اين موقع است كه حق و باطل قيافه جدى خود را به مردم نشان داده است . 18 ، 23 فأين يتاه بكم و من أين أتيتم استعدّوا للمسيرا الى قوم حيارى عن الحقّ لا يبصرونه ، و موزعين بالجور لا يعدلون به . جفاة عن الكتاب ، نكب عن الطَّريق . ( پس از كدامين جهت و كدامين علت به حيرت و سرگردانى افتاده‌ايد و از كدامين سمت بر شما