چيره شدهاند آماده شويد براى حركت ، براى مبارزه و جهاد با مردمى كه از راه حق سرگردانند و حق را نمىبينند و تحت تأثير شديد ستم قرار گرفتهاند كه از آن برنمىگردند . )
اين گمراهى و حيرت از كجا بر سر شما تاختن گرفته است برخيزيد و براى دفع مفسدان حركت كنيد .
من بشما سست عنصران چه مىگويم من از شما چه مىخواهم آيا بشما مىگويم : برويد و تلاش كنيد و از لذائذ خود بگذريد و حتى زندگى خود را وداع بگوييد و دست از مال و منال و مقام و زن و فرزند خود برداريد كه من از اين دنياى آلوده به ناگواريها و آلام شما ، لذت ببرم و يا من از اين دنياى شما كه آن را سه بار طلاق دادهام و پنج تكبير بهر چه كه در اين دنيا ممكن است سدّ راه حركت بسوى معبودم شود ، زدهام ، بهره مند گردم واقعا چه فكرى مىكنيد چرا نمىدانيد كه من از شما چه مىخواهم آيا من از شما مىخواهم كه برويد زندگى خود را وداع بگوييد و جاى مرا در اين دنيا تنگ نكنيد آيا من از شما مىخواهم شمشيرها بر دوش گرفته و راهى ميدان خونبار جنگ شويد و پيروز شويد ، در نتيجه من زمامدارى شما را بدست گرفته چند روزى بر شما امر و نهى كنم من به هيچ وجه گمان نمىبرم كه شما در بارهء من اين احتمالات ضد عقل و وجدان را بدهيد ، آنچه كه من بشما مىگويم ، گوش روح شما مىتواند با آن آشنا شود ، نه گوش سرتان كه پر از امواج من و ما ، و لذت من و مقام من و تعصب من و بطور كلى زندگى طبيعى حيوانى مىباشد . آنچه كه من مىگويم ، و آنچه كه من از شما مىخواهم ، همانست كه شخصيت انسانى - الهى شما بشما مىگويد و از شما مىخواهد ، و در حقيقت اين من نيستم كه با شما سخن مىگويد ، و اين من نيستم كه از شما مىخواهم نقش من در اين خطاب و عتاب چيزى جز شنواندن و آشناساختن گوش نفس و جان شما با نالههاى سوزناك شخصيت كمال طلب شما نيست . اين شخصيت كمال طلب شما است كه با شما سخن مىگويد ، نه من ، اين شخصيت كمال طلب شما است كه از شما مىخواهد نه من . دليل روشن اين مدّعا آن آرامش بسيار شگفت انگيز است كه شما پس از انجام تكليف در اين دنيا مىنماييد . اين آرامش از حيث عظمت و ارزش قابل مقايسه با احساس رضايتى كه از مالكيت بر همهء جهان در درون شما بوجود مىآيد نيست ، اين آرامش از خود يا بى و