پيدا نكرده است . لذا محتواى سه بيت فوق را كه از امير المؤمنين عليه السلام نقل مىكند ، صحت تاريخى ندارد . ولى همان گونه كه مىدانيم ، مطالب مطروحه در داستان حقايقى است در تفسير و توضيح انسان و كمال و چگونگى وصول به آن كمال . مطالبى كه در ابيات فوق طرح شده است اينست : 1 - تو اى جوان ، موقعى كه در حالت نبرد بر روى من خدو انداختى ، وضع روانى من عوض شد .
2 - نفس امارهء من به هيجان در آمد و خوى انسانى من تباه گشت .
3 - در نتيجه اين هيجان نفسانى ، نبرد با تو و كشتن تو دو عامل پيدا كرد : عامل حق كه تكليف الهى به جهاد مقدّس با كفار است . عامل هوى كه هيجان نفس اماره براى انتقام شخصى از تو .
4 - جهاد مقدس بايد فقط بانگيزگى حق و حقيقت باشد نه هواى نفسانى .
5 - وجود تو اى جوان در نقشهء نظام خلقت حقيقتى است كه با دست مولى ( خداوند ذو الجلال ) نگارش يافته است . خلقت تو بالاتر از آن است كه غير از خداوند لم يزل و لا يزال كسى را توانايى شركت در آن بوده باشد .
6 - حال كه چنين است و تو نقشى ترسيم شده با دست نقاش مطلق و خالق على الاطلاق مىباشد ، تنها امر حق است كه مىتواند ترا بشكند نه هواى نفسانى من .
مطلب يكم و دوم و سوم در بارهء امير المؤمنين عليه السلام صحت تاريخى ندارد . يعنى امير المؤمنين در هيچ يك از كارزارهاى مقدس كه جهاد ناميده ميشوند ، شخصيت خود را كه متخلق به اخلاق اللَّه بوده ، نباخته است .
اين حقيقتى است كه همهء مورخان و آنان كه كيفيت زندگى آن حضرت را نقل مىكنند ، به آن اعتراف دارند . خود او نيز با اين گونه جملات توضيح داده است : و إنّى لعلى بيّنة من ربّى ( و قطعا حيات من ، نيت من ، تفكرات و هدفگيرىهاى من و كردار عضلانى من و گرايشهاى من ، همه و همه بر مبناى دليل روشنى از پروردگار من مىباشد . ) و بديهى است كه بر مبناى دليلى روشن از خدا زندگى مىكند ، هرگز تحت تأثير
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨١