تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

مورد دوم - گفتن پيغمبر به گوش ركابدار امير المؤمنين عليه السلام كه هر آينه كشتن على بدست تو خواهد بود

گفت پيغمبر به گوش چاكرم كه برد روزى ز گردن اين سرم كرد آگه آن رسول از وحى دوست كه هلاكم عاقبت بر دست اوست او همىگويد بكش پيشين مرا تا نيايد از من اين منكر خطا من همى گويم چو مرگ من ز تست با قضا من چون توانم حيله جست او همى افتد به پيشم كاى كريم مر مرا كن از براى حق دو نيم تا نيايد بر من اين انجام بد تا نسوزد جان من بر جان خود من همىگويم برو جف القلم زان قلم بس سرنگون گردد علم هيچ بغضى نيست در جانم ز تو ز ان كه اين را من نمىدانم ز تو آلت حقى و فاعل دست حق كى زنم بر آلت حق طعن و دق

( 1 ) آنچه كه در روايات آمده است ، اينست كه امير المؤمنين عليه السلام مىدانسته است كه ابن ملجم مرادى او را به قتل خواهد رساند . اين كه منبع اين علم غيب چه بوده و خود چگونه علمى است و عكس العمل آن حضرت در نتيجهء آن علم و در برابر نيت فاسد ابن ملجم چه بوده است مسايل متعددى وجود دارد كه ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم : منابع اين روايت كه امير المؤمنين عليه السلام مىدانست كه كشته خواهد شد و مىدانست كه قاتل او ابن ملجم مرادى است ، فراوان است . از آن جمله : 1 - مرحوم محدث قمى رحمة اللَّه عليه مىگويد : « امير المؤمنين عليه السلام يك روز از بالاى منبر به جانب فرزندش امام حسن ( ع ) نظرى افكند و فرمود : اى ابا محمد ، از اين ماه رمضان چند روز گذشته است عرض كرد : سيزده روز . پس به جانب امام حسين ( ع ) نظرى افكند و فرمود : اى ابا عبد اللَّه ، از اين ماه رمضان چند روز باقى مانده

هامش
( 1 ) دفتر اول ص 74 .