از على آموز اخلاص عمل
شير حق را دان منزه از دغل
در غزا بر پهلوانى دست يافت
زود شمشيرى بر آورد و شتافت
او خدو انداخت بر روى على
افتخار هر نبى و هر ولى
او خدو انداخت بر رويى كه ماه
سجده آرد پيش او در سجده گاه
در سرتاسر زندگى امير المؤمنين عليه السلام كه در بارگاه الهى سپرى شده است نمىتوان لحظه اى را پيدا كرد كه از اخلاص بىبهره بوده باشد ، چون كسى كه اخلاص ندارد ، راهى ببارگاه الهى ندارد . زيرا دورى از اين گرايش محض روح به خدا ، ناشى از غوطه ور شدن در خود طبيعى و هوى و هوسهاى آن است .
اين شير حق و اين منبع خلوص و صفا در يكى از كارزارها بر پهلوانى پيروز مىشود و آن پهلوان مانند گنجشكى ناتوان در پنجهء آهنين آن بزرگ دلاور تاريخ زبون مىگردد . يأس و نوميدى مطلق بر وجود آن پهلوان چيره مىشود و چيزى براى مقابله با آن سر آمد يلان قرون و اعصار در خود نمىبيند ، با تلاشى سخت ، عصارهء بقاياى نيروى خود را كه قطراتى از آب دهانش بود ، بر روى على عليه السلام مىاندازد - قطراتى از آب دهان يك شكست خورده در راه دفاع از باطل .
اين روى چه كسى بود 1 - روى مردى بود كه همهء انبياء عليهم السلام به او افتخار نمودهاند . زيرا همان گونه كه روايت تساوى امير المؤمنين عليه السلام با پيامبران عظيم الشان ( آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السلام ) مىگويد آنچه را كه همهء خوبان دارند او به تنهايى دارد .
2 - ماه در سجده گاه سجده بر روى او مىآورد . منظور مولوى از سجده نهايت تعظيم است كه كائنات عالم هستى در بارهء هدف اعلاى خود كه انسان كامل است دارند .
وقتى كه آن اهانت از آن نابكار شكست خورده سر مىزند -
در زمان انداخت شمشير آن على
كرد او اندر غزايش كاهلى
امرى كه انتظار آن نمىرفت ، بلكه چنان اهانتى مقتضى بود كه امير المؤمنين شدت عمل بيشترى بخرج بدهد و با شتاب و كيفيتى سختتر جان آن پهلوان را بگيرد . ولى برخاست و او را به حال خود رها كرد ، كه اگر بر فرض محال موج خشم آن بزرگوار نمىنشست ، ديگر براى كشتن او بر نمىگشت . با مشاهدهء اين پديدهء شگفت انگيز