به تفكيك سنگريزه از گوهر و ظلمت از نور مىدانند كه خود ناشى از حكمت اعلاى خداوندى از إنى جاعل فى الأرض خليفة مىباشد .
دليل سوم - بوجود آوردن آرامش و اميد براى انسانهايى كه از انبوه ديو و دد ملول گشته و چراغ به دست دور شهرها را گشته و انسان را جستجو مىكنند و بالاخره افسانه مىگويند و افسانه مىشنوند و در خواب فرو مىروند « اين تلاشگران از امثال عالم بزرگ الهى محمد عبده گرفته تا امثال شبلى شميل ماترياليست فرياد مىزنند كه اى چراغ بدستها بياييد ، آن گمشده را كه مىجوييد ما پيدا كردهايم . اين گمشده فرزند نازنين ابي طالب است كه از مالكيت به خويشتن اشراف بر هستى و تسخير قلوب همهء پاكان اولاد آدم ( ع ) را نتيجه گرفته است .
دليل چهارم - كه شايد از يك جهت با اهميتترين دلايل ضرورت و بررسى مجدد و شرح در بارهء امير المؤمنين عليه السلام در هر دوره اى مىباشد . اثبات معنادار بودن جهان هستى و آهنگى عظيم كه در اين عالم نواخته مىشود و مىگويد : « اى انسان همان گونه كه نمىتوانى بگويى : من نيستم ، نمىتوانى بگويى : من بيهوده هستم » .
آرى ، بدون مبالغه و تأثرات از احساسات لذت بار ولى بى اساس و زودگذر ، و با كمال صراحت و جديت مىگوييم طرز تفكرات و رفتار امير المؤمنين عليه السلام در ارتباطات چهارگانه - 1 - ارتباط انسان با خويشتن . 2 - ارتباط انسان با خدا .
3 - ارتباط انسان با جهان هستى . 4 - ارتباط انسان با همنوع خود .
بهترين دليل اثبات هدفدار بودن هستى و انسان است هدفى كه بالاتر از لذايذ و امتيازات زندگى مادى آدمى است .
جلال الدين مولوى از كدامين ابعاد شخصيت انسان كامل امير المؤمنين عليه السلام را درك نموده و مطرح كرده است
شايد بتوان گفت : در ميان نوابغ و بزرگانى كه چه در گذشته و چه در دوران معاصر براى شناخت على عليه السلام و طرح شخصيت او در ميان جوامع ، به فعاليت فكرى