بگيرد ، مطرح نمودهايم . ما در سرتاسر تاريخ اين حقيقت را شاهد بودهايم و هم اكنون نيز شاهديم كه پول ، علم ، ادبيات ، هنر ( با انواعش ) سياست ، مديريت ، زيبايى و هر گونه قدرتى كه با نظر به ذات آن ، بايد گفت ، از نعمتهاى خدادادى است ، در پليدترين و وقيحترين مقاصد و بىشرمانه ترين اهداف به كار گرفته شده است آيا با اين نابكاريهاى شايع و سوء استفادههاى وقيحانه مىتوانيم آن امتيازات سازنده را از بين ببريم و هر كس را كه سخنى از آنها به ميان آورد ، متهم به جهل و بدبختى و سقوط نماييم منتسكيو در اين مسأله چنين مىگويد : « اگر شما بگوئيد ، اعتقاد به خدا يا داشتن مذهب وسيلهء جلوگيرى از خود سرى نيست ، بدليل اين كه همواره و همه جا از خودسرى افراد بشرى جلوگيرى نمىنمايد ، به اين مىماند كه بگويند ، وضع قوانين كشورى وسيلهء جلوگيرى از خودسرى اشخاص نيست . زيرا گاه مىشود كه با وجود اين قوانين ، باز اشخاص خودسرى مىنمايند » ( 1 ) منتسكيو سپس تأكيد مىكند « آقاى بايل تمام معايبى را كه از مذاهب باطله [ يا واقعا و اساسا باطل بوده و يا در اجراى آن ، خطا صورت گرفته است ] ناشى شده است در كتاب خود جمع آورى كرده در صورتى كه از محاسن آنها هيچ ذكرى نكرده است . من اگر بخواهم تمام معايب ناشى از رژيمهاى مختلف استبدادى و جمهورى و سلطنتى و دموكراسى و غيره را ذكر نمايم و از محاسن آنها هيچ اسمى نبرم چنين به نظر مىآيد كه هيچ يك از اين رژيمها به درد ادارهء زندگى مردم نمىخورند » ( 2 ) او در امتياز قوانين مذهبى چنين مىگويد : « هر كس از اين اصل استحضار دارد كه قانون زمينى غير از قانون آسمانى است . ولى اين اصل مطيع و مربوط به اصول ديگرى است كه ذيلا شرح مىشود : اول - ماهيت قوانين بشرى اينست كه مطيع حوادث و وقايع مختلف مىشود ، يعنى حوادث در آن تأثير مىنمايد ( 3 )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢
هامش
( 1 ) مأخذ مزبور ص 668 .
( 2 ) مأخذ مزبور ص 668 .
( 3 ) يك مذهب حقيقى بايد تكليف حوادث جاريه و در معرض دگرگونىها را هم تعيين نمايد ، مانند اسلام .