و حال آنكه قوانين آسمانى بر طبق حوادث و تغيير ارادهء انسان تغيير نمىبايد . » ( 1 ) متأسفانه منتسكيو اطلاعى از سيستم قوانين اسلامى نداشته است . در اين سيستم تشخيص موضوعات و مصالح براى احكام ثانويه به عهدهء اطلاعات و ارادهء خود انسانهاى مورد اطمينان مىباشد . قوانين بشرى همواره راه حل خوب را مد نظر دارد . ولى قوانين ملكوتى بهترين راه حلها را پيدا مىكند . راه حل خوب ممكن است متعدد باشد . زيرا خوبىها جنبههاى مختلف و انواع مختلفى دارند ، ولى بهترين راه حل منحصر به فرد مىباشد . بنا بر اين ، قابل تغيير نيست . انسان مىتواند قوانين بشرى را تغيير بدهد ، زيرا ممكن است قانونى در يك موقع خوب و در موقع ديگر خوب نباشد ، اما مؤسسات مذهبى همواره بهترين قوانين را مد نظر مىگيرند و چون نمىتوان بهتر از آن پيدا كرد ، لذا غير قابل تغيير است . دوم - كشورهايى وجود دارند كه در آنها قانون داراى ارزش نيست . يعنى قانون جز بو الهوسى زمامداران چيز ديگرى نمىباشد . حال اگر در آن جاها قوانين مذهبى مثل قوانين كشورى باشد ، در آن صورت ، آن هم بدون ارزش و متزلزل مىشود . در صورتى كه در هر جامعه بايد قوانين و مقررات ثابتى وجود داشته باشد كه دستخوش هوى و هوس زمامداران نشود . اين مقررات ثابت همانا قوانين مذهبى است . سوم - نيروى واقعى قوانين مذهبى در اينست كه مردم به آنها ايمان و اعتقاد دارند و حال آنكه نيروى قوانين كشورى در ترس و وحشتى است كه مردم از آن قوانين دارند . از طرف ديگر قوانين مذهبى هر قدر قديمىتر باشند تأثير آنها زيادتر است زيرا تصورات و افكار جديد در آنها رسوخ پيدا نمكند و بر عكس نيروى قوانين كشورى در تازه بودن آنهاست ، زيرا قانونگذاران با رعايت مقتضيات كنونى و اوضاع فعلى جامعه آنها را وضع مىنمايند و هر قدر مقتضيات فعلى بيشتر باشد نيروى قوانين كشورى زيادتر مىباشد » ( 2 )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 33
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣
هامش
( 1 ) مأخذ مزبور ص 725 .
( 2 ) مأخذ مزبور ص 725 .