تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
باشد كه ما مقدارى از آنها را در اين مبحث مىآوريم : علت يكم - عدم وصول علم و عقيده به مقام والاى حق اليقين است ، زيرا تا علم و عقيده بمقام مزبور نرسد نمىتواند اراده را تحريك نموده و مقدمهء تصميم را فراهم بياورد و با عدم تحرك اراده ، اگر هم عمل مطابق علم و عقيده صادر شود ، جدى نبوده و انسان در صدور آن يا متزلزل است ، يا مانند آن انسانى عمل را صادر مىكند كه به آن عمل عادت كرده است و ممكن است عمل مانند يك عمل تقليدى بىارزش بروز نمايد . علت دوم - حقيقت علم و عقيده بطور مستقيم دخالت در صدور كار نمىكند ، بلكه مفهومى از موضوع معلوم و موضوع مورد اعتقاد در صفحهء خودآگاه ذهن دست به فعاليت مىزند . و بديهى است كه هيچ مفهومى توانائى بسيج كردن همهء قواى مغزى را از درك محض گرفته تا اراده و تصميم قطعى ندارد . يك بيان تشبيهى مىتواند اين مسئله را توضيح بدهد : براى بوجود آمدن تاثر در روان [ يا مغز ] آدمى ، حضور فعال عامل آن تاثر شرط اساسى است . مثلا اگر در مورد تاثر از زيبائى دقت كنيم ، خواهيم ديد : اگر مجموع عوامل تاثر از زيبائى مانند پديدهء زيبائى محسوس در جهان عينى ، و استعداد درك زيبائى آن در انسان وجود داشته باشد ، همچنين فاصلهء هندسى مناسب ميان چشم و آن پديدهء زيبا نيز تحقق داشته باشد ، ولى عامل درك زيبائى به جهت انصراف قواى مغزى و روانى به چيزى ديگر مانند بعد رياضى آن پديدهء زيبا ، يا بعد اقتصادى و يا خواص طبيعى آن ، نتواند فعاليت كند ، قطعى است كه انسان از آن پديدهء زيبا متاثر نخواهد گشت . حال مسئلهء علم و عقيده هم همينطور است ، يعنى اگر حقيقتى بوسيلهء علم براى ما معلوم باشد و يا بوسيلهء پذيرش نهائى براى ما مورد اعتقاد باشد ، ولى موانعى در درون وجود داشته باشد كه از فعاليت آن علم و اعتقاد جلو گيرى نمايد ، در اين صورت ارادهء جدى و تصميم قاطع براى عمل بوجود نخواهد آمد ، مانند اين كه موضوع معلوم يا مورد اعتقاد ما ، اقتضاء مىكند كه از شهوترانى ، مقام پرستى و خودخواهى نا معقول چشم بپوشيم ، در حالى كه امور مزبوره ما را به خود جلب كرده است ، قطعى است كه در اين فرض علم و عقيده در تحريك ارادهء جدى و تصميم قاطع براى عمل كارساز نخواهد بود .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 272 | محمد تقي جعفري