تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
حيات و كرامت و آزادى معقول ، اقدام و حركت جدى نكنند ، قطعا در معرض نابودى بوسيلهء دشمن قرار خواهند گرفت يقينا مىدانند و يا مىتوانند در بارهء اين قضيهء حياتى آگاهى بدست بياورند . با اين حال چرا كوتاهى مىورزند و چرا تكليف حياتى اقدام و حركت را به گردن ديگران مىاندازند 2 - آيا واقعا مردم نمىدانند بطور كلى حيات انسانى همواره نيازمند به دفاع است يقينا مىدانند . پس چرا در تهيهء مقدمات و اقدام عملى به دفاع با اشكال گوناگونش كوتاهى مىورزند مگر مردم نمىدانند دروغ يك امر ضد شخصيت است و امرى است كه شخصيت آدمى را مختل مىسازد ، مگر در حد ضرورتى شديد مانند جواز عمل جراحى يقينا مىدانند . پس چرا بىپروا دروغ مىگويند و از دروغ گفتن حيا و شرمى ندارند 3 - آيا مردم نمىدانند :
ده تن از تو زرد روى و بينوا خسبد همى تا به گلگون مىتو روى خويش را گلگون كنى
ناصر خسرو پس چرا ثروتهاى كلان را تصاحب مىكنند و آن را از جريان مىاندازند و با مالكيت نامحدود كه ناشى از بيمارى مهلك تكاثر است ، جامعه را در فقر و فلاكت غوطه ور مىسازند 4 - آيا سياستمداران ماكياولى منش نمىدانند كه انسانهايى كه مورد سياست و توجيه زندگى اجتماعى بوسيلهء آنان هستند ، « چيز » نيستند ، بلكه « كس » هستند پس چرا رفتار آنان با انسانها شبيه به رفتار با چيزها مىباشد نه رفتار با كسها 5 - آيا مردم مخصوصا كسانى كه امتيازى در يك جامعه بدست مىآورند ، مانند علم ، هنر ، مقام ، مديريت ، سياست و غير ذلك ، نمىدانند كه اين امتيازات بايستى در راه صلاح جامعه و مرتفع ساختن تباهىها از جامعه مىباشد يقينا مىدانند ، پس چرا اكثريت قريب باتفاق دارندگان امتيازات ، آنها را وسيلهء خود محورى قرار مىدهند ، و فراموش مىكنند كه آنان امانت داران مردم جامعه هستند 6 - همهء ما مىدانيم كه تا كنون هيچ فردى عاقل ديده نشده است كه خود خواهى