تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
را نوعى بيمارى تلقى نكند . با اين حال چه شده است كه جز اقليتى اسف انگيز از انسانها نتوانستند اين بيمارى را معالجه كنند 7 - آيا مردم نمىدانند كه هيچ عملى در اين دنيا چه نيك و چه بد عكس العملى مناسب خود دارد يقينا مىدانند پس چرا در انجام كارهاى زشت هيچ پروايى ندارند 8 - آيا قدرت پرستان نابكار نمىدانند كه هيچ قطره اى از خون بناحق روى زمين نمىريزد ، مگر اين كه انتقامى سخت براى موجوديت او ثبت شده است خواه در اين دنيا و خواه در سراى ابديت ممكن است بگوييد : اين نابكاران چنان مست و خرابند كه نه دنيا مىشناسند و نه ابديت . پاسخ اين اعتراض روشن است و آن اينست كه سخن ما در بارهء تخدير شدگان و مستان نابخرد نيست ، بلكه روى سخن ما با كسانى است كه از حد اقل آگاهى و هشيارى بر خوردارند ، اگر چه آگاهى و هشيارى آنان در برابر تخدير و مستىشان بسيار اندك بوده باشد . و بديهى است كه انسان در اين حال اگر چه بيش از لحظاتى محدود نباشد ، از درون خود در مىيابد كه -
انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت
با اين حال ، اعتنائى به دريافت مزبور ننموده حاضر مىشود براى مقام چند روزهء اين دنيا ، ميليونها انسان را به خاك و خون بيندازد و مىتوان صدها از اين قبيل تضاد يا تناقض ما بين علم و عمل را در نظر گرفت كه هر يك از آنها مىتواند به تنهائى تحير انسان عاقل را بر انگيزد . گفتيم : بدون كمترين ترديد ، همهء مردم دوران حكومت امير المؤمنين عليه السلام كه سرو كارى با انسانها داشتند ، و لو بطور اجمال اين شخصيت را به خوبى مىشناختند و در شايستگى و برازندگى فوق العاده او هيچ كسى ترديدى به خود راه نمىداد . با اين حال ، ناله و شكوه و فرياد آن حضرت در مواردى فراوان از سخنان مباركشان به خوبى اثبات مىكند كه آن مردم جز عده اى قليل به اين علم و عقيدهء خود عمل نمىكردند . حال بايد ديد :

علت عدم تأثير علم و عقيده در اراده و عمل چيست

عامل عدم تأثير علم و عقيده در تحريك و عمل عينى ممكن است مستند به عللى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 271 | محمد تقي جعفري