روزى فرا خواهد رسيد كه سخت پشيمان خواهيد گشت .
أمرتكم أمرى بمنعرج اللَّوى
و لم تستبينوا النّصح إلَّا ضحى الغد
( من در منعرج اللوى دستورم را بشما دادم و شما آن دستور و نصيحت مرا درك نكرديد مگر در روشنائى فردا كه كار از كار گذشته بود ) در خطبهء 35 پس از جريان حكميت و شنيدن كار احمقانه دو حكم ابو موسى اشعرى و عمرو بن عاص ، پس از حمد و ثناى خداوند و ذكر شهادتين چنين فرمودند : « پس از حمد و ثناى خداوندى و شهادتين ، بدانيد كه نافرمانى و سر پيچى از نصيحت ناصح مهربان و عالم تجربه ديده موجب حسرت مىگردد و پشيمانى به دنبال مىآورد .
من دستور خود را در بارهء حكميت بشما داده و نظريهء خود را صاف و روشن براى شما گفته بودم . [ اگر بنا بود امرى از قصير اطاعت شود ] شما در برابر دستور من امتناع ورزيديد مانند امتناع مخالفان ستمكار و طرد كنندگان حقيقت و گنهكاران ، تا جائى كه انسان خيرخواه در بارهء خيرخواهى خود به ترديد افتاد و آتش زنه از بيرون آوردن شراره امتناع ورزيد . آن گاه فرمود : مثل من و شما همان شد كه برادر هوازنى ( دريد بن صمة ) گفته است . سپس شعر فوق را بيان فرمودند . « امير المؤمنين عليه السلام همين قضيه را بار ديگر در خطبهء بعدى ( شمارهء 122 براى رد گفتار خوارج ) متذكر خواهند گشت . اين خوارج در آن روز كجا بودند كه امير المؤمنين عليه السلام با شدت هر چه تمامتر در برابر آنان كه از حكميت دفاع مىكردند ، مقاومت ورزيده و مىفرمود : شما نمىدانيد اين مقام پرستان نه دين مىشناسند و نه قرآن ، جنگ را ادامه بدهيد و فريب اين مكاران از اسلام بى خبر را نخوريد احتمال مىرود كه خود همين خوارج همان روز تحت تأثير تبليغات سوء معاويه پرستان يا با ارتباط سياسى مستقيم از آن كسانى بودند كه در برابر حيله گرى معاويه ، سكوت كرده و يا حتى از آن كسانى بودند كه منكر ادامهء جنگ بودهاند و پس از آنكه داستان حكميت تحميلى بر خلاف رضاى امير المؤمنين عليه السلام انجام گرفت ، همان عامل سياست بازى معاويه موجب شد كه موضوع گيرى خود را تغيير داده و اين بار از اين در وارد مخالفت با آن حضرت شوند كه تو چرا حكميت را پذيرفتى اين احتمال يك تصور ذهنى بىاساس نيست ، زيرا انكار جدى موضع گيرى ديروز كه امير المؤمنين عليه السلام را در انكار حكميت