تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

تعقل فعلى را از كار انداختن و به اميد تعقل فردا نشستن ، بزرگترين فرصت را از دست دادن است

امروز نشستن و انديشه و تعقل را راكد گذاشتن و در نتيجه در جنگلى از ارتباطات مشوش زندگى گيج شدن ، باميد آنكه فردائى از راه مىرسد كه من درست خواهم انديشيد و تعقل صحيحى انجام خواهد داد ، جز اين نيست كه شما با فريب - خوردن به دورنمائى از حقيقت نما حقيقت اصيل امروز را از دست مىدهيد .
عمر من شد برخى فرداى من واى از اين فرداى ناپيداى من

( 1 ) مرحوم ناظرزاده كرمانى تنظيم واقعيات و حقائق امروزى با مختصات و مشخصاتى كه دارند با موقعيتى خاص كه امروز در آن قرار گرفته‌ايم ، نيازمند انديشه‌ها و تعقلهائى كه است كمترين كوتاهى در آنها موجب اختلال در نظم آن واقعيات و حقائق است كه شخصيت ما در موقعيت خاصى كه دارد ، بايد از آن نظم برخوردار گردد . اين يك قانون علمى است و نمىتوان آن را با شوخى برگزار كرد كه شخصيت آدمى نه در هر سال ، نه در هر ماه ، نه در هر روز ، نه در هر ساعت ، بلكه در هر لحظه اى بايد از عهدهء محاسبهء دقيق ارتباطات چهارگانهء خود در هر دو قلمرو « آن چنان كه هست » و « آن چنان كه بايد باشد » بر آيد . اين ارتباطات چهارگانه چنان كه بارها اشاره كرده‌ايم عبارتند از : 1 - ارتباط انسان با خدا 2 - ارتباط انسان با خويشتن 3 - ارتباط انسان با جهان هستى 4 - ارتباط انسان با همنوعان خود ممكن است اين اعتراض گفته شود كه در حالى كه انسان در هر يك از لحظات عمرش در ارتباطات چهارگانهء فوق ، در حوادث و پديده‌ها و روابط بسيار متنوع غوطه ور است ، چگونه مىتواند در بارهء آنها محاسبات عقلى دقيق و انديشه‌هاى مثمر داشته باشد . در صورتى كه برخى از آنها گاهى به تفكر و تعقل مدتهاى طولانى نيازمند است پاسخ اين اعتراض چنين است : اگر ما درست دقت كنيم ، خواهيم

هامش
( 1 ) برخى ، قربانى