نگريستن و خاموشى مىپردازند . خداوندا ، بشريت را از اين وضع مهلك نجات بده . بنا به نوشته تواريخ در داستان خونين نينوا اين منظره كه گوينده اش امام حسين عليه السلام سرور شهيدان راه حق و حقيقت و شنوندگانش سپاهيان عمر بن سعد بود ثبت شده است . اين منظرهء شگفت انگيز و دلخراش كه از يك جهت هم عظمت فوق العادهء شخصيت انسان الهى ( حسين بن على عليهما السلام ) را نشان مىداد ، بدينگونه بود : پس از آنكه آن حضرت با فصيحترين و رساترين سخنان ، حقيقت را با سپاهيان عمر بن سعد در ميان گذاشت و با دلائلى بسيار متقن انحراف و خودباختگى آنان را اثبات كرد و جاى كمترين ترديدى در بطلان مسيرى كه انتخاب كرده بودند ( كشتن حسين عليه السلام با فجيعترين وضع ) نگذاشت ، آن سپاهيان خودباخته و آن كوردلان جنايتكار در برابر آن همه سخنان حق ، لال و خاموش گشتند و به خيره نگريستن شوم قناعت كردند . فأخذوا لا يكلَّمونه ( 1 ) ( آن سپاهيان [ همچنان ايستاده خيره مىنگريستند ] پاسخ او را نگفتند . ) آخر چه بگويند 6 ، 16 - أ فى مثل هذا ينبغي لى أن أخرج و إنّما يخرج فى مثل هذا رجل ممّن أرضاه من شجعانكم و ذوى بأسكم ، و لا ينبغي لى أن أدع الجند و المصر و بيت المال و جباية الأرض ، و القضاء بين المسلمين ، و النّظر فى حقوق المطالبين ، ثمّ أخرج فى كتيبة أتبع أخرى ، أتقلقل تقلقل القدح فى الجفير الفارغ و إنّما أنا قطب الرّحا تدور علىّ و أنا بمكانى ، فإذا فارقته استحار مدارها و اضطرب ثفالها . هذا لعمر اللَّه الرّأى السّوء ( آيا در مثل چنين موقعيتى سزاوار است كه من بيرون بروم جز اين نيست كه در اين موقعيت مردى از دلاوران و سلحشوران شما كه من به او رضايت بدهم بايد [ با سپاه ]
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣١
هامش
( 1 ) نفس المهموم مرحوم محدث قمى ص 145