به وزيدن خود ادامه مىدهند )
همواره اميد شهادت در ميدان كارزار مسرورم مىدارد
هرگز گمان نكنيد من كه در موقعيت كنونى از حركت به عرصهء پيكار امتناع مىورزم ، به جهت هراس از مرگ است . من نه تنها تا كنون بيمى از مرگ به خود راه ندادهام ، نه تنها به تماشاى گلها و رياحين و مناظر زيباى طبيعت و آسمان پر ستارهء بسيار زيبا ، بدون انجام تكاليف مربوط به تعهد برين ، عاشق و دلباخته نبودهام ، من نه تنها به تحرك ذاتى حيات در اين دنيا كه با دو پاى لرزان لذت و الم حركت مىكند اشتياق نداشتهام ، بلكه اميد و آرزويم اينست كه اگر لحظاتى در اين دنيا بر من خواهد گذشت كه من نتوانم به انجام تكاليف الهىام كه ناشى از تعهد برين با خدا است ، توفيق پيدا كنم ، رخت از اين دنيا بر بندم و راهى كوى ربوبى شوم من چه گونه در بارهء نعمت عظماى شهادت با شما سخنى بگويم در حالى كه مغزهاى شما آكنده از خواستههاى حيات طبيعى محض است و محال است كه چنين مغزهائى بتوانند طعم عروج اختيارى به بارگاه خداوندى را بچشند .
18 ، 19 - طعّانين ، عيّابين ، حيّادين ، روّاغين ( شما مردمى هستيد طعنه زننده ، عيبجو ، كناره گيرنده از حق و ترسو )
با اصرار به اين صفات رذل اميد سعادت دنيوى و اخروى براى شما بيهوده است
بيائيد دست از طعنه زدن برداريد . آيا احتمال مىدهيد كه آتش را بتوانيد با آتش خاموش بسازيد بجاى طعنه زدن به يكديگر بنشينيد به دردهاى خود رسيدگى كنيد ، مشكلات خود را تحليل نماييد براى دردها و مشكلات خود درمان و راه حل پيدا كنيد . اگر طعنه زدن و عيبجوئى بتواند جامعه را اصلاح كند ، هم اكنون برخيزيد و كار و كوشش و تلاشهاى خود را رها كنيد و جامعه را به عرصهء پيكار تبديل كنيد و