كسى بشنوند ، خواه حق و خواه باطل . افراد اين دسته در تاريخ معارف و فعاليتهاى حياتى بسيار فراوانند . ضرر اين گونه اشخاص براى معرفت و آرمانهاى بشرى فراوان بوده است ، مخصوصا اشخاصى كه معروف به علم و راى و نظر بوده باشند .
4 - يك گروه ديگر كسانى هستند كه تحت تأثير قدرت پرستان خود كامه قرار گرفته ، و در مقابل سخن حق قيافهء پذيرش ندارند . اين گروه هم بر دو دسته تقسيم مىگردند : الف - جمعى از مردم واقعا خود را در برابر قدرت پرستان خودكامه باختهاند بطورى كه هيچ گونه قدرتى در خود نمىبينند كه با شخصيتى مستقل در بارهء سخنانى كه مىشنوند داورى كنند و باطل را از حق تشخيص داده و حق را بپذيرند و آن را مورد عمل قرار بدهند ، اين خود باختگان اگر هم قدرتى براى حفظ شخصيت مستقل خود داشتند ، ولى به جهت تحت تأثير هوا و هوس قرار گرفتن خود را باخته باشند ، بدون ترديد هم در جامعه از ديدگاه عقل سليم و وجدان پاك مسئولند و هم در سراى ابديت در بارگاه خدا .
ب - دسته ديگر از اين گروه هستند كه بدون تقصير در تضعيف شخصيت خود ، در اسارت جباران خود كامه زندگى مىكنند و نمىتوانند حق و باطل را تشخيص داده و در برابر سخن حق حالت پذيرائى داشته باشند . اين دسته از مردم همان مستضعفيناند كه هر اندازه بتوانند بايد تحصيل قدرت نموده و حيات و شخصيت و مغز خود را از اسارت آن جباران نجات بدهند .
5 - گروه پنجم كسانى هستند كه وضع روانى آنان قدرت اراده و تصميم به عمل به حق را از دست داده و نه فقط نمىتوانند سخن حق را با آغوش باز و انبساط روانى بپذيرند ، بلكه به نوعى تحير و اضطراب دچار هستند كه بازتاب روانى آنان در موقع شنيدن سخن حق فقط خاموشى و خيره نگريستن است . اين گروه به اقسامى مختلف تقسيم ميشوند : الف - جمعى هستند كه ابتلاى آنان به تحير و اضطراب روانى در مقابل شنيدن سخن حق همراه است با آرزو و تمايل قلبى به اين كه اى كاش تحير و اضطراب
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٩