تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
درونى آنان را رها مىكرد و مىتوانستند آن سخن حق را با خوشى و انبساط و ابتهاج بپذيرند و بر زندگى خود تطبيق نمايند . اينان مردمانى پاك سيرت و پاك نهاد هستند كه به مجرد مرتفع شدن عوامل تحير و اضطراب ، سخن حق را مىپذيرند و به آن عمل مىكنند ، بلكه گاهى آرزو و تمايل قلبى آنان به حدى است كه با عوامل تحير و اضطراب بمبارزه بر مىخيزند تا هر چه بتوانند خود را در جاذبه و تأثير حق قرار بدهند . ب - دسته اى ديگر از اين گروه كسانى هستند كه خاموشى و خيره نگرى آنان در موقع شنيدن سخن حق ، معلول آن ترديد دو دلى است كه خودشان عوامل آن را در درون خود بوجود آورده‌اند ، مانند كسانى كه در برابر مزاياى دنيوى و تحريكات خود محورى بر جهل و سستى ارادهء خود پافشارى مىكنند و غالبا در آن موقع خود را توجيه مىكنند كه ما جاهليم ، ما نمىدانيم پشت پرده چه مىگذرد ما اشتياق و ارادهء درونى در بارهء اين سخن حق در درون خود احساس نمىكنيم ج - يك دسته ديگر از اين گروه به جهت قرار گرفتن تحت تأثير جوى كه اكثريت بوجود مىآورند در بارهء سخن حق لال ميشوند و خيره تماشا مىكنند و از ورود بر گروه اقليت كه حق با آن است مىترسند يا چشم مىپوشند . د - يك دستهء ديگر از اين گروه كسانى هستند كه دلهاى آنان به جهت تبليغات حاكم بر خود از طرف سلطه گران و چپاولگران و مقام پرستان به كلى تيره و تار گشته و هوى و هوس و منطق پوچ « بارى بهر جهت » روشنائى درونى را از آنان سلب كرده است . و هر تبليغ سوء فقط مشروط بر اين كه ماهرانه انجام بگيرد ، مىتواند سر نوشت زندگى آنان را توجيه نمايد . اكثريت جوامع ماشينى امروزى ( اوائل قرن پانزدهم هجرى و اواخر قرن بيستم ميلادى ) در اين وضع بيمار گونه بسر مىبرد . امروزه قويترين مغزهاى بشرى بوسيلهء قدرتمندان سلطه گر براى اجراى تبليغاتى كه مغزها را با كمال دقت و مهارت شستشو مىدهد ، استخدام ميشوند و هم با كمال دقت و از طرق علمى حق را با باطل مخلوط مىكنند و رنگ حق و باطل را با اين اختلاط درهم مىآميزند ، و هم مغزها را چنان توجيه مىكنند كه اصلا ملاك حق و باطل را خود آنان معين مىكنند و مردم دنيا با اكثريت بسيار چشمگير فريب اين تبليغات را مىخورند و اگر اندك قدرتى از تشخيص حق و باطل و تفكرات مستقل در آنان باقى مانده باشد ، به خيره
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 230 | محمد تقي جعفري