تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

روان طبيعى و ابزار كالبد مادى با آنها ارتباط برقرار خواهد كرد ، بدون ترديد بايد از نظر كيفيت و اصالت و حتى از نظر ماهيت غير از اين لذائذ محسوس دنيوى و فوق آنها باشد ، زيرا چنان كه ديديم روح مخصوصا ارواح رشد يافته امتيازات اين دنيا را پس از بدست آوردن آنها مانند سايه هائى مىبينند كه بدون تأثير مثبت در آنها ، از راه مىرسند و سپس به راه خود ادامه مىدهند . و مىتوان گفت : تفاوت ما بين امور دنيوى و اخروى مانند تفاوت ما بين امور طبيعى و روحى مىباشد كه اصلا با يكديگر قابل مقايسه نيستند . اولا آنچه را كه انسان در اين دنيا درك مىكند همان گونه كه خواهيم گفت از چهار طرف محدود است و يا پرده روى آن كشيده شده است : 1 - پرده اى از محدوديت حواس و ابزار درك . 2 - پرده اى از كيفيت خاص انديشه و تعقل و ديگر نيروهاى مغزى كه اغلب بر حواس تكيه ميكنند . 3 - پرده اى از محدوديت هدفهائى كه با نظر به انگيزگى آنها درك و دريافت تحصيل مىشود . 4 - پرده اى از آرمانها و موضع گيريهاى خاص درك كننده از نظر اصول پيش ساخته و پذيرفته شدهء قبلى . آيا اين گونه درك مىتواند قابل مقايسه با دركى باشد كه همهء پرده‌ها برداشته شده است . * ( فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ) * ( 1 ) ( ما پرده مقابل درك تو را برداشتيم ، پس امروز ديد تو تيزبين است ) يعنى تو امروز واقعيتها را با تيزبينى خواهى ديد . همچنين آيا مىتوان خواسته‌هاى والاى روح را كه داراى لذائذ معقول و حتى ما فوق آنها است ، با لذائذ جسمانى محدود و زودگذر و آميخته با آلام مقايسه نمود اما اين جملهء امير المؤمنين عليه السلام كه مىفرمايد : « پس كفايت كند شما را از ديدن امور دنيوى ، شنيدن آنها ، و كفايت كند از امور غيبى اخبارى كه در بارهء آنها مىشنويد » منظور آن نيست كه دست از دنيا و زندگى در آن ، به كلى برداريد و از امور

هامش
( 1 ) ق آيه 22