( و از موارد عبرت گيرى از اين دنياست اين كه آدمى به وصول به آرزويش نزديك مىگردد ، در آن حال حضور مرگش آرزو را از او قطع مىكند پس نه آرزوئى دريافت شده و نه آنچه آرزو شده او را رها مىسازد )
آن امور دنيوى كه موجب عبرت مىباشند
از آن امورى كه عامل عبرت مىباشد ، يكى اينست كه انسان نزديك به آرزويش مىگردد ، يعنى مدتها زحمت و مشقت را متحمل مىشود و تلخى انتظار وصول را مىچشد و همين كه به آرزويش نزديك شد ، ناگهان پيك اجل بر سر او تاختن مىآورد و بساط آمادگىها و دلخوشىها او را براى برخوردارى از آرزوئى كه ساليانى متمادى در انتظار عملى شدن آن چشم به راه دوخته بود ، بر مىچيند و بدون اين كه خيال و آرزو او را رها كند ، او از تحقق يافتن آرزو محروم مىگردد . چه عبرتى بالاتر و چه درسى آموزنده تر از اين مىتوان پيدا كرد كه -
ما كلّ ما يتمنّى المرء يدركه
تجرى الرّياح بما لا تشتهى السّفن
( نيست چنانچه انسان هر آنچه را كه آرزو كند به آن برسد . بادها بر خلاف سمت حركت كشتىها بجريان مىافتد ) خداوند سبحان بندگان خود را هشدار داده و آگاهشان فرموده است كه * ( أَمْ لِلإِنْسانِ ما تَمَنَّى ) * ( آيا براى انسان است هر آنچه را كه مىخواهد به آن برسد )
53 ، 57 - فسبحان اللَّه ما اعز سرورها و اظمأ ريها ، و اضحى فيئها لا جاء يرد و لا ماض يرتد ( پس پاك است پروردگار ، چه اندك است شادى دنيا و چه تشنگى آور است سيراب شدن از اين دنيا و چه گرم است سايهء آن ، نه آينده اى به اين دنيا بر مىگردد و نه گذشته اى