تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

نمودهائى از دگرگونىهاى دنيا

چه انسانهائى كه روزى از بينوائى مورد دلسوزى بودند ، روز ديگر مورد غبطه و آرزو قرار گرفتند و بالعكس انسانهائى كه بامدادان مورد غبطه بودند بدانجهت كه از امتيازات بزرگ دنيوى برخوردار بودند ، شامگاهان مورد دلسوزى گشتند . اين دگرگونىها بوجود نمىآيد مگر به جهت از دست رفتن نعمتها و نزول ناگوارىها . يا روى نمودن امكانات با نظر به قرار گرفتن انسان در محاصرهء حوادث كوچك و بزرگى كه خواه قابل محاسبه باشند و يا بيرون از محاسبه ، او را در زير رگبار خود قرار مىدهند عنان اختيار را از دست وى مىگيرند و بقول مولوى :
پركاهم در مصاف تند باد خود ندانم در كجا خواهم فتاد
امروزه با پيشرفت فراوان در شناخت مسائل زندگى فردى و اجتماعى ، و با ترقى شگفت انگيز در آينده نگرىها و حدسهاى نافذ در سر نوشت جوامع ، و با صرف هزينه‌هاى مادى بسيار كلان و مستهلك ساختن انرژىهاى مغزى بسيار با اهميت ، با همهء اينها هيچ تضمين قطعى در هيچ يك از مسائل زندگى كه وابستهء نظام ( سيستم ) باز حيات انسانها است وجود ندارد كه براى يك سال جريان چنين و چنان است ، حتى براى يك ماه ، حتى براى يك روز . كارى كه مىتوان كرد اينست كه قدرتمندان انسانها را مانند ماشينها يا حد اكثر مانند حيوانات سيرك چنان قالب ريزى كنند كه يك سال سهل است تا آخر عمرشان را تحت نظر بگيرند آرى چنين هم مىشود ، همان گونه كه انسان را مىتوان از بين برد و مسائل و مشكلات مربوط به او را به شكل سالبه به انتفاء موضوع در آورد و بهر حال ، دنيا در ارتباط با انسان داراى دو نوع دگرگونى است . 1 - دگرگونى با سابقهء علم . مانند اين كه مىدانيم اين دانشجو روزى استاد مىشود . انسانها با گذشت زمان پير مىگردند . 2 - دگرگونى در ارتباط با رويدادهاى محاسبه نشده يا غير قابل محاسبه . 50 ، 52 - و من عبرها أنّ المرء يشرف على أمله فيقتطعه حضور أجله ، فلا أمل يدرك و لا مؤمّل يترك