از آن اصول از جان خود بگذرد . عروض اين دگرگونىها براى انسان قابل ترديد نيست و اين خود دليل روشنى براى اثبات استعداد انعطاف شديد انسان در طول عمرى كه سپرى مىكند به كيفيتهاى گوناگون ذهنى و روانى و رفتارى مىباشد .
و با نظر دقيق در استعداد انعطاف پذيرى انسان معلوم مىشود همان گونه كه انعطاف مىتواند آدمى را از امتيازات والاى روحى ملكوتى به مراحل پست حيوانى تنزل بدهد ، همين استعداد مىتواند وى را به عاليترين مراحل ممكن از رشد و كمال نائل بسازد . تقوى كه عبارتست از صيانت تكاملى ذات ، جلوگيرى شديد از برخوردارى از استعداد انعطاف به طرف پليدىها و خودكامگىها ، و به فعليت رساندن استعداد اعتلاء ذات در مسير حيات معقول رو به جاذبه كمال مطلق . اگر كسى به اين نوع صيانت ذات توفيق نيابد ، اولين چيزى را كه از دست خواهد داد هويت شخصيتى خويش است . اين از دست دادن به آن معنى نيست كه وجود او به عدم مبدل گردد ، بلكه هويت شخصيت كسى كه خود را از تقوى ( صيانت تكاملى ذات ) محروم نموده است ، مانند مادهء قابل انحلال در مايع [ مانند شكر و نمك و غير ذلك ] در وسائل زندگى محلول مىشود و از فعاليت مىافتد . اين شخصيت كه همان نفس فطرى اولى است كه در گذرگاه ابديت به ثمر رسيده و بوسيلهء تقوى ذات خود را با صيانت تكاملى براى ورود به لقاء اللَّه در ابديت آماده كرده است ، همان شخصيت است كه بقول امير المؤمنين عليه السلام در ارتباط با خدا بوسيلهء تقوى ( صيانت تكاملى ذات ) خود را در جاذبهء پناهندگى به خدا قرار داده است .
سپس مىفرمايد : مىدانيد چه كسى انسانها را به تقوى دعوت نموده است و چه كسى شايستهء دعوت كردن به تقوى است كسى كه خود او شنونده ترين انسانها است از منادى اصلى تقوى ، كه خدا است و سپس شنونده ترين انسانها است از منادى درون خويشتن كه عقل سليم و وجدان پاك او است .
پذيرندهء تقوى كيست كسى است كه بهترين پذيرندگان است ، زيرا هيچ حقيقتى مانند تقوى براى پذيرفتن شايسته نيست ، چنان كه ذات پاك آدمى ( نفس فطرى اولى او ) به هيچ چيزى نيازمندتر از صيانت تكاملى ذات نمىباشد . به همين علت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٥