تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
( صيانت حيات ) ( و صيانت ذات مطلوب ) وارد منطقهء ارزشها نبوده و دو امر كاملا طبيعى مىباشند . در بارهء هر دو نوع صيانت ، مباحثى فراوان بوسيلهء صاحبنظران صورت گرفته است كه در اينجا مورد بحث ما نيست . اينك مىپردازيم به نوع سوم كه عبارتست از صيانت تكاملى ذات .

3 - صيانت تكاملى ذات

در آغاز اين مبحث گفتيم كه تقوى عبارتست از صيانت تكاملى ذات . اين اصطلاح كه اين جانب بتازگى آن را بعنوان معرف اجمالى تقوى به كار مىبرم ، احتياج به توضيحى دارد كه بقرار زير است : اين مطلب براى همه ثابت شده است كه بعد يا ابعاد شخصيت درونى انسان در مجراى تحول و دگرگونى قرار مىگيرد . چند دليل علمى مىتواند اين تحول در شخصيت يا « من يا خود » را اثبات نمايد . كه روشنترين آنها اينست : هر كسى مىتواند در دورانهاى مختلف تبدل و تحولاتى را شاهد باشد كه در درون او انجام مىگيرد . اين يك احساس مستقيم درونى است كه همگان مىتوانند از آن برخوردار باشند . ( 1 ) انسان زمانى حالت بد بينى دارد و زمان ديگر حالت خوش بينى به روحيهء او غلبه مىنمايد . روزى هست كه انسان سخت به مال دنيا مىچسبد روزى ديگر شهوترانى سر راه او را مىگيرد روزى ديگر فرا مىرسد كه شهرت - پرستى تمام سطوح درون او را اشغال مىنمايد . گاهى مىشود كه اصول عالى ارزشهاى انسانى به هيچ وجه براى او جالب نيست ، گاهى ديگر آماده است كه در راه يكى

هامش
( 1 ) البته پوشيده نيست كه اين تغيير و دگرگونى هيچ منافاتى با ثبات آن نفس اولى فطرى كه خداوند سبحان آن را براى بقاء آفريده و مسئوليتها را متوجه آن نموده و آن را صاحب سعادت يا شقاوت ابدى قرار داده است ، ندارد . اين نفس مانند همان گل بسيار زيبا و معطر است كه استعداد آن را دارد كه از ساقهء آن خارى برويد كه دست سازنده و گيرنده آن شاخهء گل را كه خود انسان است ، از وى دور نمايد . اين خار همان نفس اماره است كه مىخواهد همهء عوامل و علل رويانندهء گل ( نفس فطرى اولى ) را مختل ساخته و فرمانروائى مطلق وجود آدمى را بدست بگيرد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 144 | محمد تقي جعفري