بسيار با اهميت اشتباه نكنيم و بايد آن دور را از يكديگر جدا كنيم . حال دقت بفرماييد ، مولوى در مثنوى مطلب زير را در بارهء عقل و انواع آن بيان كرده است : 1 - عقل كل زير بناى هستى است و معرفت مطلق مختص اين عقل است در 24 بيت ، به عنوان نمونه اى از اين ابيات -
تا چه عالم هاست در سوداى عقل
تا چه با پهناست اين درياى عقل
عقل بىپايان بود عقل بشر
بحر را غواص بايد اى پسر
عقل پنهان است و ظاهر عالمى
صورت ما موج يا از وى نمى
اين جهان يك فكر تست از عقل كل
عقل كل شاه است و صورتها رسل
كل عالم صورت عقل كل است
اوست باباى هر آنك اهل قل است
در اين دسته از ابيات مباحث زير وجود دارد : يك - ارتباط با عقل كل باعث خوش بينى به جهان هستى است . دو - وصول به مقام شامخ عقل كل موجودات را تحت فرمان در مىآورد . ( 1 ) سه - وصول به مقام شامخ عقل كل سخنهاى آدمى را تغيير مىدهد . ( 2 ) 2 - عقل كل غير از عقل جزئى معمولى است . ( 3 ) 3 - مراتب يا تعدد و تنوع عقل . ( 4 ) 4 - عقل اولين مخلوق خداست . ( 5 ) 5 - اگر عقل جزئى خود را تحت تأثير عقل كل قرار دهد به كمال خواهد رسيد . ( 6 ) 6 - زمينهء نيستى و بوجود آمدن عقل . ( 7 ) 7 - اگر چه عقل جزئى از وصول به واقعيات ناتوان است با اين حال وظيفهء آن حركت و فعاليت است . ( 8 ) 8 - عقل جزئى به جهت محدود بودن وسايل و تحت تأثير قرار گرفتن
هامش
( 1 ) 2 بيت
( 2 ) 1 بيت
( 3 ) 6 بيت
( 4 ) 2 بيت
( 5 ) 2 بيت
( 6 ) 3 بيت
( 7 ) 1 بيت
( 8 ) 2 بيت