تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
گر تو خواهى اين گزين ور خواهى آن زهر و شكَّر ، سنگ و گوهر شد عيان آن طبيبان را بود بولى دليل وين دليل ما بود وحى جليل دستمزدى ما نخواهيم از كسى دستمزد ما رسد از حق بسى

مطلب دوم - طبيب الهى بيماران را پيگردى مىكند و نمىنشيند كه بيماران بسراغ او بيايند .

بعضى از تن پروران و آسايش طلبان كه خود را طبيب الهى ناميده‌اند ، مىگفتند : ما طبيبان مانند كعبه هستيم كه مردم بايد بسراغ ما بيايند ، نه اين كه ما بايد بسراغ مردم برويم مىتوان گفت : خود اين گونه اشخاص كه بيمارند ، حتّى طبق قاعده اى كه خودشان اختراع كرده‌اند نيز عمل نمىكنند ، زيرا دنبال طبيب نمىروند ، بلكه نشسته‌اند ، تا طبيبى با كمال خضوع و تحمّل منّت از آنان بيايد و بمعالجهء آنان بپردازد . البتّه اينان خود را بيمار نمىدانند و با گمان اين كه در كمال صحّت و عافيت زندگى مىكنند ، محال است در جستجوى طبيب بر آيند و با مرض جهل و بيمارى ركود از تلاش براى اصلاح حال خود و ديگران ، چشم از اين جهان مىپوشند . و شديدترين بيمارى در دنيا مخصوصا در بيمارى روحى همانست كه بيمار نمىداند كه بيمار است . تفاوت بيمارى جسمانى و روحى در اينست كه بيمارى جسمانى كه خود متوجّه مريض بودنش نيست با كمال آرامش و خيال راحت غذا مىخورد و مىخوابد و هر گونه حركات طبيعى خود را انجام مىدهد . و اين بىاعتنائى و رفتار طبيعى اگر هم نتواند در بهبود مرض اثرى داشته باشد ، حدّاقلّ از خيالات و نگرانىهائى كه مرض را شدّت مىبخشد آسوده است يعنى اگر مرض با بازسازى تدريجى بدن از بين نرود ، از ناحيهء نگرانىها و خيالات تشديد نمىشود . زيرا به گمان عافيت آنها از بين مىرود . در صورتى كه بيمارى روانى و روحى « به معناى كثافت و آلودگى به جرم و پليديها » هر اندازه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 83 | محمد تقي جعفري