نتايج اوّليّهء اين اقدامات بذر شكّ در افكار افشاند : بدين ترتيب كه اين اجرام با اين كه امواج بسيار قوى منتشر مىكردند به شكل ستارگان بسيار ضعيف مىنمودند كه با چشم غير مسلَّح ديده نمىشوند و هنوز مورد دقّت ستاره شناسان واقع نشده بودند . در نظر اوّل به شكل يك ستارهء از قدر 16 در صورت فلكى مثلَّث تشخيص داده شد و تحت شمارهء 3 48 ( شمارهء 48 كاتالوگ سوم راديو سورس كامبريج ) درج گرديد و طيف اختصاصيش مسلَّم شد ولى چند روز پس از آن بدست فراموشى سپرده شد . پروفسور شانداژ كه كاشف اين ستاره بود موفّق شد كه سه اختر ديگر را : 3 147 و 3 196 و بالاخره 3 273 را نيز كشف كند . درست از اينجا است كه داستان آغاز مىشود .
ستارهء 3 273 براى ستاره شناسان امروز مسألهء كهنه ايست چه در 18 آوريل سال 1887 جمعى از اختر شناسان تحت رهبرى دكتر پيكرينگ در رصد خانهء هاروارد موفّق شده بودند كه از روى صفحهء عكاسى ( كه در آن زمان دو سال از عمرش سپرى مىشد ) اين ستارهء جديد را در كهكشان خطَّ شيرى كشف كند . اين كشف كه امروز بلطف تكامل فنّ عكسبردارى مىتوان پيوسته از انبوه ستارگان بسيارى عكس گرفت شايد اهمّيّتى نداشته باشد ولى براى آن زمان چيز تازه اى بود . پس از اين كشف دكتر پيكرينگ تنها به اين يادداشت قناعت كرد كه : يكى از ستارگان ضعيف و كم رنگ واقع در صورت فلكى سنبله است . كار بانجام رسيد و اين اختر تازه كشف شده در پشت سر افق تاريك روشن كلاسورها و ديار فراموشى فرو رفت .
در روزگاران بعد مثل هزاران ستارهء ديگر از آن نيز منظَّما عكسبردارى مىشد و هر بار محلّ فضائيش مورد بررسى و دقّت قرار مىگرفت . و هنگامى كه پروفسور اشميت ستارهء 3 273 را بعنوان يك منبع راديوئى مورد بررسى قرار داد متجاوز از دو هزار عكس كه تقريبا از هشتاد سال پيش به اين طرف جمع شده بود دم دستش قرار داشت و همين امر بود كه او را به اين استنتاج شگفت انگيز راهبرى كرد كه بگويد : اختر راديوئى 3 273 متعلَّق به كهكشان ما ( خطَّ شيرى ) كه با صد ميليارد ستاره اش هر دويست و پنجاه ميليون سال يك بار بدور محور خود مىچرخد نبوده و تابع جريان اين كهكشان نمىباشد پس آن خارج از مرزهاى كهكشان ما قرار داشت .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٥