و از يك شكوه بىسابقه « گفتگو ميكرد . اين » زيبائى باور نكردنى جز يك شبه استار راديوئى « يا يك كازار چيز ديگرى نبود كه در فرانسه بيك شبه ستارهء راديوئى يا نيمه ستاره معروف است .
بدنبال اين كشف ، شور و هيجانى كه در محافل دانشمندان بوجود آمد كاملا موجّه و منطقى بود . كازارها با حجمى كه ببزرگى صد مليون برابر خورشيد ما مىباشد چيزهاى وهم انگيز و فانتزى هستند آنها پهنهء آسمانرا با نورى كه صد برابر زيادتر از كهكشان ما با صد ميليارد ستاره اش مىباشد مىپوشاند . در بادى امر كازارها خرد و ناچيز به نظر مىآيند و اين امر ناشى از فاصلهء بسيار دور آنها است كه حتّى در ما وراء دورترين سحابيها قرار دارد . تقريبا در فاصلهء ده ميليارد سال نورى اينها هستند موجودات سماوى بسيار دور دست در سر حدّ خود جهان هستى .
در روى تابلو جز يك شبح بنام : كازارها چيز ديگرى به چشم نمىخورد و كسى بيش از اين چيزى در بارهء آنها نمىداند كه هستند . در دوران كنونى هيچ تئورى هر قدر هم كه پيش رفته تر باشد اجازهء تجزيه و تحليل و تشريح آنها را نمىدهد و اين شبه ستارههاى اسرار آميز سزاوار اين هستند كه تمام دانش بشرى را در برابر يك سؤال قرار دهد ، اين علامت سؤال كه فواصل بسيار بعيد را كه با سال نورى محاسبه مىشود پيش كشيده است و پاسخش بر عهدهء نجوم راديوئى است كه دانش بسيار جوانى مىباشد كه درست سى سال از عمرش سپرى مىگردد .
در جريان اين سى سال ، راديو بعنوان يك وسيلهء مطمئنّ و كافى توانسته است بين مسافات بزرگ ارتباط برقرار سازد امّا اگر پيشتازان اين كوشش ، نالهها و صفير و تابهاى بىشمار آسمانى را بدون ترشروئى زياد بعنوان پيام آوران ديار نسبتا دور دست مىپذيرفتند ديگر براى جويندگان دوران كنونى كه بدون خستگى و رخوت براى توجيه و تبيين آنها مىكوشند كارى باقى نمىماند و عدم موفّقيّتهاى موقّتى پيش نمىآمد و دليل اين كه پيشينيان توفيقى در اين راه حاصل نمىكردند : غوغاى جهان امواج راديوئى است كه به شكل وقفه ناپذير در خرگاه آسمان فرو مىريزد و حتّى تصوّر يك شب آرام تابستانى را براى انسان غير مقدور مىسازد . منابع اين امواج نخست خورشيد و سپس سيّارهها و بعد از آن كهكشانها و سحابيهاى ما فوق كهكشانها و غيره مىباشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٣