در صورتى كه خود عقل نظرى از ورود به منطقه هائى كه فوق درك آنست امتناع مىورزد ، و اين انسانهاى صاحبان عقل نظرى هستند كه عقل نظرى را به زور وادار به ورود به منطقههاى فوق درك آن مىنمايند . و همچنين افراط در عقل گرايى است كه بشر را از حيات با طراوت و شكوهمند كه بدون احساسات عاليه امكان پذير نيست محروم ساخته است .
اصل پنجم - ايجاد علاقهء شديد براى سؤال و مطالبهء دليل براى قضايا در انسانهاى مورد تعليم و تربيت
مراعات اين اصل به اضافهء نفعى كه در انتقال از مرحله اى به مرحله اى ديگر در تعليم و تربيت دارد ، موجب افزايش آگاهىها و شناخت دلائل و علل قضاياى القاء شده به انسانهاى مورد تعليم و تربيت مىباشد . با اجراى ماهرانهء اين اصل است كه بجاى افزودن به عدد باسوادهاى سطحى و گاهى هم بسيار پر ادّعا ، صاحبنظرانى تربيت ميشوند كه در هر قلمروى كه باشند ، چه علوم انسانى و چه علوم طبيعى و رياضى و يا مربوط به صنعت و هنر ، مىتوانند فعّاليّتهاى ثمر بخش و ابداع و ايجاد تحوّلات مفيد انجام بدهند ، آن معلَّم و مربّى كه در كلاس يا هرگونه جايگاه تعليم و تربيتى ، سؤالى از انسانهاى مورد تعليم و تربيت از وى نشود آن معلَّم و مربّى بجاى احياى مغز و روان آن انسانها مشغول فاتحه خوانى براى اموات است . براى آگاهى بيشتر در بارهء سؤال و علل و نتائج آن ، رجوع شود به مجلَّد 18 از ترجمه و تفسير نهج البلاغه از صفحهء 220 تا صفحهء 257 . اين مباحث در بارهء سؤال در آن مجلَّد مطرح شده است : 1 - سؤال يعنى چه و چه عواملى باعث پيدايش سؤال مىشود 2 - براى كسى كه سؤال مطرح نيست ، معرفتى مطرح نيست .
3 - معلَّمان و مربّيان بايد انسانهاى مورد تعليم و تربيت را با ضرورت و شايستگى سؤال آشنا بسازند .
4 - امّا كو صاحبنظران 5 - طرح صحيح سؤال اساسىترين عامل تسهيل جواب است .
6 - پاسخ يك سؤال هنگامى مىتواند بمنطق واقعى خود برسد كه موضوع و انگيزهء سؤال كاملا روشن شود .