تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
و لزوم مراعات آن را بانسانهاى مورد تعليم و تربيتشان قابل پذيرش نسازند كارى مهمّ براى آنان انجام نداده‌اند . 2 - هر عملى عكس العملى بدنبال دارد ، بايد بپذيريم كه اگر با كمال اخلاص دسته گلى به يك فرد يا اجتماع تقديم كرديم ، بدون ترديد دسته گلى محسوس يا نامحسوس بما تقديم خواهد شد . از آن هنگام كه اين حقيقت در تعليم و تربيت بشرى جدّى تلقّى شود ، انقلاب معنوى بشرى آغاز خواهد گشت و از آن موقع ما مىتوانيم ادّعا كنيم كه ما از تاريخ طبيعى قدم به تاريخ انسانى گذاشتيم . 3 - تعليم و تربيت بايد بهر نحويست هدف اعلاى زندگى را براى انسانهاى مورد تعليم و تربيت قابل فهم و پذيرش بسازد . انسانى كه بدون هدف اعلا در اين دنيا زندگى مىكند ، همهء موجوديّت خود را مىبازد . و براى او هيچ ارزش قابل طرح وجود ندارد . 4 - اين حقيقت بسيار حياتى است كه اگر بتوان همه چيز و همهء ارزشها را قربانى هر هدفى كه بعنوان هدف انتخاب مىشود قرار داد ، ديگر نمىتوان ارزشى را ثابت و غير قابل دست اندازى و شوخى ناپذير تلقّى كرد حتّى اگر چه حيات همهء انسانهاى روى زمين باشد . يعنى در آن هنگام كه هدف من بدست آوردن مقام مالكيّت مطلق به همهء عوالم طبيعت باشد و اين هدف فقط بوسيلهء كشتن همهء انسانهاى روى زمين باشد ، چون ارزش مطلق از آن هدف من است كه مالكيّت مطلق بر همهء عوالم طبيعت است ، اگر همهء آن انسانها را نكشم ، يقينا يك موجود سست عنصرى بيش نيستم . حقيقت در اين مورد اينست كه موضوع يا موضوعاتى كه بعنوان هدف تلقّى شده است و وصول بان نيازمند قربانى كردن موضوع يا موضوعاتى بعنوان وسيله مىباشد ، بايد داراى همهء ارزش يا ارزشهاى وسيلهء قربانى شده ، باشد باضافهء ارزش والائى كه از بين رفتن وسيله را جبران نمايد . 5 - نبايد ظلم كرد و نبايد تن به ظلم داد . اگر اين حقيقت در تعليم و تربيتها جدّى گرفته شود ، ظالم پرستىها و مظلوم كشىها از بين خواهد رفت . اگر اين قضيّه حقيقت نيست ، پس حقيقت كدام است و چيست و كجا است آن حقيقت كه به هيچ وجه نتوان آن را فداى لذّت پرستى و سودجوئى و شوخىها و سياست بازىها قرار نداد