تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

اصل چهارم دقّت شديد در جريان انتقال انسانهاى مورد تعليم و تربيت از دوران احساسات به دوران تعقّل

( 1 ) اگر بتوانيم براى انسان مراحلى از بلوغها را تصوّر كنيم ، نخستين بلوغ او همان دوران انتقال از احساسات خام به دوران تعقّل است كه عبارتست از تفكَّرات مربوط و هدفدار در پرتو قوانين ثابت شده . جاى ترديد نيست كه سرنوشت آيندهء انسانها غالبا وابسته به اين تولَّد است كه به جهت تدريجى بودن آن ، كار تنظيم و بارور ساختن و درست به راه انداختنش كارى است بس دشوار . يكى از نتائج بسيار ناگوار بىاعتنائى به حسّاسيّت اين دوران ، گسيختن از احساسات و نائل نگشتن به تعقّل است ، به اين معنى كه انسان مورد تعليم و تربيت در اين مرحلهء آگاهى تدريجى به عدم كفايت احساسات و تأثّرات عاطفى بهمهء ابعاد زندگى متوجّه مىشود ، مثلا پيش از اين مرحله بمقتضاى احساسات خام گمان ميكرد كه هر كسى كه انسان است قابل احترام است ، كم كم با انسانهائى شقىّ و كثيف روبرو مىشود و اين قضيّه را در مىيابد كه -

اى بسا ابليس آدم رو كه هست پس بهر دستى نبايد دست
در اين گسيختن تدريجى از احساسات اگر تعليم و تربيت صحيح به تقويت فعّاليّتهاى عقلانى فرزند نپردازد ، نوعى احساس پوچى و بىاهمّيّتى زندگى در درون او بروز مىكند . يك مثال مهمّى براى حسّاسيّت اين مرحلهء انتقال از احساسات به تعقّل اينست
هامش
( 1 ) در لاميّة العجم - طغرائى ابو اسماعيل حسين بن علىّ بن محمّد بن عبد الصّمد شايد در بارهء تحوّل از احساسات به مشاهدهء واقعيّتها است كه مىگويد :فقلت أدعوك للجلَّى لتنصرنى و أنت تخذلنى فى الحادث الجلل تنام عنّى و عين النّجم ساهرة و تستحيل و صبغ اللَّيل لم يحل( با خود گفتم در كارهاى بزرگ براى اين كه به من كمك كنى از تو استمداد خواهم كرد ، در حالى كه تو مرا در حادثهء بزرگ ترك ميكنى . تو دست از من برداشته و بخواب فرو مىروى در حالى كه هنوز رنگ شب بر نگشته است . )