اصل چهارم دقّت شديد در جريان انتقال انسانهاى مورد تعليم و تربيت از دوران احساسات به دوران تعقّل
( 1 ) اگر بتوانيم براى انسان مراحلى از بلوغها را تصوّر كنيم ، نخستين بلوغ او همان دوران انتقال از احساسات خام به دوران تعقّل است كه عبارتست از تفكَّرات مربوط و هدفدار در پرتو قوانين ثابت شده . جاى ترديد نيست كه سرنوشت آيندهء انسانها غالبا وابسته به اين تولَّد است كه به جهت تدريجى بودن آن ، كار تنظيم و بارور ساختن و درست به راه انداختنش كارى است بس دشوار . يكى از نتائج بسيار ناگوار بىاعتنائى به حسّاسيّت اين دوران ، گسيختن از احساسات و نائل نگشتن به تعقّل است ، به اين معنى كه انسان مورد تعليم و تربيت در اين مرحلهء آگاهى تدريجى به عدم كفايت احساسات و تأثّرات عاطفى بهمهء ابعاد زندگى متوجّه مىشود ، مثلا پيش از اين مرحله بمقتضاى احساسات خام گمان ميكرد كه هر كسى كه انسان است قابل احترام است ، كم كم با انسانهائى شقىّ و كثيف روبرو مىشود و اين قضيّه را در مىيابد كه -