تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
نمىرسد ، ولى مىتوان در اكثر موارد آن را تقليل داد ، مخصوصا با نظر به اشتراك آرمانهاى كلَّى در جامعه اى كه مراكز تعليم و تربيت در آنها قرار دارند . ما در اين مبحث ( ضرورت تطابق ميان طرز تفكَّرات اولياى فرزندان و معلَّمان و مربّيان ) سه صورت كلَّى كيفيّت اولياى فرزندان و معلَّمان و مربّيان را مورد بررسى قرار مىدهيم :

صورت يكم -

اگر اولياى فرزندان كمال هماهنگى را با معلَّمان و مربّيان داشته باشند بطورى كه تطابق فكرى و آرمانى ميان دو طرف در حدّ اعلا باشد ، در اين صورت اگر فرزند نيز علاقمند به پذيرش تعليم و تربيت بوده باشد و استعداد آن پذيرش را هم داشته باشد ، ترديدى نيست كه اثر تعليم و تربيت در اين گونه موارد بحدّ اعلاى ممكن خواهد رسيد . البتّه اين گونه تطابق بسيار اندك است .

صورت دوم -

اولياى فرزندان در بارهء تعليم و تربيت فرزندانشان هيچگونه نظر خاصّى ندارند و آنان مىخواهند فرزندانشان در جامعه اى كه زندگى مىكنند ، تحصيل كرده تلقّى شوند و براى زندگى خود عنوانى مطلوب داشته باشند . مىتوان گفت اين نوع فرزندان از سعادت خانوادگى كه گروه اوّل داشتند محرومند ، ولى از نكبت و بيچارگى تضادّ درونى كه در صورت سوم خواهيم ديد نيز آسوده هستند .

صورت سوم -

اولياى فرزندان با موادّ تعليم و تربيت فرزندانشان مخالفند . اين همان فرض تضادّ جاذبه‌ها است كه يا به احساس بيهودگى و بيخيالى فرزندان منجّر مىگردد يا به اختلال روانى آنان ، امّا از ديدگاه ارزيابى تعليم و تربيت در صور سه گانه : در صورت يكم ، فرزندان در نتيجهء تعليم و تربيت احساس سعادت در خود خواهند كرد و پذيرش موادّى را كه تعليم و تربيت بوجود آوردن آنها را به عهده گرفته است ، باسانى و نشاط در خود احساس خواهند كرد . ولى اين احساس سعادت و نشاط نمىتواند دليل ارزش آن موادّ بوده باشد ، بلكه خود ماهيّت موادّ است كه بايد مورد ارزيابى قرار بگيرد كه آيا راهنمائى است يا راهزنى ، سود بخشى است يا سود پرستى ، سخن بازى است يا ابراز واقعيّات ، و بقول بعضى از متفكَّران علم است يا حقّه بازى و صحنه سازى و شيّادى ، ايجاد كنندهء قدرت نظر و ابداع و اكتشاف است يا نشخوار و تقليد طوطىوار در صورت دوم - فرزندان مانعى براى پيشرفت در فراگيرى و پذيرش موادّ تعليم