تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
دوران آنچه كه بعنوان مادّهء تعليم و تربيت القاء مىشود مهمّترين عنصر مطلوب حيات تلقّى مىشود ، با اين تلقّى است كه انسان آن موادّ را آميخته با حيات خود ميداند و تا مدّتهايى طولانى با آنها زندگى مىكند . اين ضابطه در هر برهه اى از ساليان عمر آدمى صدق مىكند يعنى هر اندازه كه يك حقيقت با اهمّيّت حياتى تلقّى شود ، تأثير علمى و تأثير تحوّلى آن ، در حيات انسانى بيشتر و عميقتر مىگردد . لذا اين يك وظيفهء بسيار اساسى براى معلَّمان و مربّيان است كه حياتى بودن موادّ تعليم و تربيت را براى انسانهاى مورد تعليم و تربيت قابل درك و پذيرش بسازند و معلوم است كه انجام اين وظيفه فرع آنست كه حياتى بودن آن موادّ براى خود معلَّمان و مربّيان اثبات شده باشد .

اصل سوم - ضرورت تطابق طرز تفكَّرات اولياء انسانهاى مورد تعليم و تربيت با فعّاليّتهاى معلَّمان و مربّيان

ساليان نخستين براى انسان مورد تعليم و تربيت اهمّيّت بسزائى دارد ، زيرا در اين ساليان است كه هنوز فرزندان به استقلال احساس و فكر از پدران و مادران نرسيده‌اند ، حتّى تعبير نونهالان در بارهء اين فرزندان كاملا صحيح نيست ، بلكه مناسبترين تعبير اينست كه بگوئيم : شاخه‌هاى درخت خانواده اى هستند كه در آن زندگى مىكنند . به همين جهت است كه آن تعليم و تربيتى در بارهء فرزندان موفّقتر است كه اولياى آنان نيز با معلَّمان و مربّيان هماهنگ شوند ، و در حقيقت پيوندهائى مثمر را كه معلَّمان و مربّيان به شاخه‌هاى درخت خانواده مىزنند ، اولياى خانواده آنها را با آب مناسب آبيارى و با موادّ شايسته تغذيه نمايند . شايد در هيچ جامعه اى هيچ مشكلى سختتر از داستان تضادّ محيط خانواده و محيط مدرسه نباشد . در حقيقت وقتى كه خانوادهء يك دانش پژوه و هر كسى كه تحت تعليم و تربيت قرار گرفته است ، آن موادّى را كه براى فرزندان يا هرگونه وابستگان آن خانواده كه زندگى جمعى با يكديگر دارند ، تعليم مىنمايد ، درك نكنند يا درك كنند و قبول نداشته باشند ، قطعى است كه آن فرزندان به جهت تضادّ در فراگرفته‌هاى تعليمى و تربيتى [ ميان خانواده و معلَّمان و مربّيان ] يا دچار بيمارى بيرنگى شخصيّت مىگردند و يا اختلال روانى كه هر دو انحراف ممكن است سرنوشت فرزندان را به تباهى بكشاند . اگر چه چارهء نهائى براى اين هماهنگى در همهء موارد به نظر