( اى انسان ، بطور قطع تو تنها در تكاپو و تلاش بسوى پروردگارت بديدار از او نائل خواهى گشت . )
دوست دارد يار اين آشفتگى
كوشش بيهوده به از خفتگى
اندرين ره ميتراش و مىخراش
تا دم آخر دمى فارغ مباش
گر چه رخنه نيست در عالم پديد
خيره يوسفوار مىبايد دويد
مولوى
قسم دوم - جويندگانى هستند كندرو كه همواره نسيمى از اميد در دلهاى آنان مىوزد . نيّتى پاك و علاقه به حركت در مسير « حيات معقول » دارند ، ولى به آن اندازه به جدّيّت و سرعت در حركت كه هدف « حيات معقول » نياز به آن دارد ، توجّهى ندارند ، اينان مردمى متوسّط الحالند كه نه در ميان كاروان تكاپوگر « حيات معقول » در حركتند و نه چنان از آن كاروان دورند كه حتّى گردى هم از آن را نبينند . اميدى بر نجات اينان از گرداب هولناك زندگى وجود دارد .
قسم سوم - كسانى هستند كه نيروهاى فضيلت و ارزشهاى انسانى را مىدهند و وقاحت و پليدى مىخرند ، جان مىدهند و جانى مىگردند ، عقل را با پندارهاى بىاساس ، و وجدان را با تمايلات حيوانى مبادله ميكنند اينان در آتشى كه با دست خود آن را شعله ور ساختهاند ، تباه خواهند گشت :
( ساع سريع نجا و طالب بطىء رجا و مقصّر فى النّار هوى ) ( 1 )
تقسيم سوم در بارهء انسانها
- اى مالك ، مردم بر دو قسمند : يا برادر دينى تو هستند و يا همنوع تو در خلقت . » ( إمّا أخ لك فى الدّين أو نظير لك فى الخلق ( 2 ) ) اين تقسيم يكى از آن حقايق است كه جاودانى بودن شخصيّت امير المؤمنين
هامش
( 1 ) ج 1 - شمارهء 16 .
( 2 ) ج 2 - شمارهء 53 فرمان مالك بن الحارث اشتر .