گستاخى مىنمايد و هر نوع حركت بىمعنى را انجام مىدهد و با آن پدر عاليمقام به همان نحو رفتار مىكند كه روستائى با آن شير كه در طويله گاو او را خورده و بجاى او ايستاده بود -
روستائى گاو در آخور ببست
شير گاوش خورد و بر جايش نشست
روستائى شد به آخور سوى گاو
گاو را مىجست شب آن كنجكاو
دست مىماليد بر اعضاى شير
پشت و پهلو گاه بالا گاه زير
گفت شيراز روشنى افزودن بدى
زهره اش بدريدى و دل خون شدى
اين چنين گستاخ زان مىخاردم
كاو در اين شب گاو مىپنداردم
اين كه گاهى مىبينيد اشخاصى [ كه خود را به متفكَّر بودن معروف نمودهاند ] و مفاهيم الهى را حتّى آن مفاهيم را كه مستقيما معناى خدا را در بردارد به استهزاء مىگيرند و خدا را مورد انكار قرار مىدهند ، ناشى از جهل بمقام ربوبى است .
بدانجهت كه امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه و ديگر سخنان مباركشان واقعيّات و حقائق بسيار با اهمّيّتى را در بارهء سه موضوع خدا و جهان و انسان بيان فرموده است . توضيح و تفسير اين واقعيّات و حقائق احتياج به تأليف مجلَّداتى دارد . ما در اين ترجمه و تفسير مطالبى را بطور اجمال متذكَّر مىشويم و مطالعه كنندگان ارجمند مىتوانند براى تحقيق مشروح در بارهء سه موضوع مزبور از ديدگاه امير المؤمنين عليه السّلام ديگر مجلَّدات اين ترجمه و تفسير را بررسى فرمايند .
خدا و جهان و انسان از ديدگاه علىّ ابن ابي طالب عليه السّلام
توصيف و استدلالهائى كه در بارهء سه موضوع مزبور در نهج البلاغه صورت گرفته است ، عقل سليم و وجدان و فطرت پاك مجموعا دست به كار شده ، مطالعه و بررسى - كننده را با طرقى بالاتر و محكمتر از راههاى منطقى معمولى با حقايق و واقعيّات مربوط به سه موضوع مزبور در تماسّ مىگذارد .
بطور كلَّى سخنان نهج البلاغه در بارهء خدا بر چهار قسم اساسى تقسيم مىگردند :
قسم يكم - بيان مختصّات مقام شامخ خداونديست
كه در حقيقت بازگو كنندهء اوصاف