تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

است اين روش در سخن بسيار شايع است . در سورهء مباركهء فاتحة الكتاب هم اين عدول وجود دارد ، يعنى آن سورهء مباركه با حمد و توصيف خداوندى آغاز مىگردد و از جملهء * ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ ) * جملات خطابيّه آورده مىشود ، يا اين عدول است كه انسان مىفهمد كه همواره مىتواند خود را در حضور الهى دريابد ، و در حقيقت بندهء خداوندى در آن حال كه با جملات غائبانه يا با ضماير غائبه در بارهء خدا سخن مىگويد ، مىتواند خود را حاضر در بارگاه خداوندى ببيند . و همان گونه كه اگر او را مشاهده ميكرد سخن مىگفت ، با او بمناجات مىپردازد . امّا تفسير اصل مطلب چنين است كه بدانجهت كه خداوند متعال فوق جسم و جسمانيّات و اشكال و ديگر كيفيّات داراى نمود مىباشد ، لذا قابل ديدن با چشمان ظاهرى نيست ، بلكه همانطور كه در پاسخ سؤال ذعلب يمانى كه پرسيده بود : هل رأيت ربّك ( آيا پروردگارت را ديده اى ) فرموده است : أ فأعبد ما لا أرى فقال : و كيف تراه يا أمير المؤمنين فقال : لا تدركه العيون بمشاهدة العيان ، و لكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان ( 1 ) ( آيا مىپرستم چيزى را كه نديده باشم ذعلب يمانى پرسيد : چگونه مىبينى او را آن حضرت فرمود : چشمها با مشاهدهء عينى او را نمىبيند ، بلكه اين دلها است كه با حقائق ايمان او را مىبيند . ) ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چگونه دلها او را مىبيند پاسخ اينست كه رؤيت و شهود دل فوق ارتباط يكى از حواسّ طبيعى با محسوس خويش است ، اين رؤيت گوئى چنانست كه دل موجى مىزند و همان موج خود را [ مانند معلوم

هامش
( 1 ) خطبهء 179 ص 258 .