تدريجى كه در آغاز كار عدد سازى صورت مىگيرد . پاسخ اين سؤال اينست كه ايجاد 2 و هر عدد ديگر در هر لحظه اى از زندگى چه در حالت انفرادى و چه در رشتهء عمليّات رياضى مستند به آن علم به 2 هاى مشخّص نيست ، بلكه مستند به استعداد تجريد آنها در هر لحظه است ، زيرا ما عدد سازى را يا بوسيلهء تعليم آموزگار و كتاب با كشيدن نقشهء آن ( 2 ) مىآموزيم ، يا بوسيلهء تجريد تدريجى در دوران كودكى و بهر حال ، عدد سازى به تجريد نيازمند است و هر انسانى بطور خود آگاه ميداند كه اعداد تجريد شده پس از ورود به مرحلهء رشد تجريد ، همان اعداد نيست كه در آغاز فهم عدد : يا عدد سازى به حافظهء خود سپرده باشد ، زيرا ما با كمال وضوح مىبينيم كه در هر بار كه عدد را منفردا يا در جريان ارتباط با اعداد ديگر و علامات دريافت مىنمائيم ، به هيچ وجه رجوع به حافظه [ و لو در كمترين زمان هم ] نمىنماييم . اين معنى را مىتوان در بارهء همهء مفاهيم تجريد شده مانند انسان كلَّى ، كتاب كلَّى و غير ذلك تصوّر نمود . يعنى پس از ورود به مرحلهء رشد مغزى هر لحظه انسان مىتواند مفهوم كلَّى را تجريد و در ذهن ايجاد كند بدون احتياج به رجوع به حافظه يا ديگر ابزار ضبط كننده ، و مسلَّم است كه ايجاد آگاهانهء شيء بدون علم به آن ، ممكن نيست . اگر ما بخواهيم محتويات حافظهء انسانها را مورد بررسى قرار بدهيم ، هزاران عدد 2 را كه در طول زندگى در ذهن تجريد كردهايم ، نخواهيم ديد . و اگر هم كسى اصرار بورزد كه همهء آنها در حافظه ثبت شده است ، به هيچ وجه نمىتواند اثبات كند كه در موقع يك جريان بسيار تند ذهن در فعّاليّت رياضى همان هزاران 2 هاى ثبت شده در حافظه است كه رياضى دان آنها را از آنجا بيرون مىكشد يا همين كه رياضىدان اراده كرد ، همهء آن 2 ها را از حافظه خارج و وارد جريان مىنمايد سپس مىفرمايد : « هر كس كه زندگى كند روزيش بر خدا است » اين مطلب و مسائل مربوط به آن در مجلَّد چهارم ص 68 تا 73 و از صفحهء 80 تا 82 و مجلَّد هشتم از صفحهء 257 تا 261 و مجلَّد نهم صفحهء 35 و مجلَّد دهم از صفحهء 24 تا صفحهء 27 بررسى شده است . « و هر كس كه بميرد بازگشتش بسوى او است » براستى آن كس كه گفت داستان شگفت انگيز انسان در اين كرهء خاكى آغاز مىشود و در همين خاكدان پايان مىپذيرد ، بزرگترين ظلم را به اين انسان فوق آب و خاك روا - داشت . من نمىدانم اين تناقض بسيار آشكار را كه از يك طرف بگوئيم : « انسان از
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 216
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٦