تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
خاك آغاز مىگردد و در خاك پايان مىپذيرد » و از طرف ديگر براى همين انسان بگوئيم : « تو بايد به ارزشهاى انسانى عمل كنى ، مبادا خود خواه باشى ، در رسانيدن ديگر انسانها به سعادت از فداكارىها مضايقه مكن ، تكليف را فقط مستند به سوداگرى انجام مده » چه كسى و كدامين متفكَّر و چگونه حلّ خواهد كرد ظلمى ديگر در بارهء اين انسان روا داشته شده است كه عدّه اى با كمال مهارت ، مغزهاى جمعى كثير از مردم را چنان توجيه كرده‌اند كه اصلا متوجّه نباشد كه زندگيش بر پايهء چه تناقضى مستهلك مىگردد جالبتر اين كه بعضىها مىخواهند ، بدون توجّه به تناقض مزبور ، تاريخ را تحليل نمايند و فلسفهء آن را مطرح نمايند بهر حال ، هيچ طرز تفكَّرى و هيچ مكتب و متفكَّرى نمىتواند بدون پذيرفتن آغاز و انجامى فوق طبيعت براى انسان ، حيات او را در اين دنيا تفسير و توجيه نمايد . يعنى بدون پذيرش جملهء نهائى * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * ( ما از آن خدائيم و بسوى او برميگرديم . ) هر چه گفته شود ، توانائى پاسخ سؤالهاى بسيار جدّى بشرى را ندارد و لذا جز صرف بيهودهء انرژيهاى مغزى و راكد ساختن حركت تكاملى انسانها نتيجه اى نخواهد داد . 13 ، 14 - لم ترك العيون فتخبر عنك ، بل كنت قبل الواصفين من خلقك . ( چشمان ظاهرى ترا نديده است تا خبرى از تو بدهد ، بلكه وجود اقدست پيش از توصيف كنندگان از خلائقت بوده است . )

او قابل ديدن با چشمان ظاهرى نيست ، زيرا او ما فوق محسوساتست .

در اين جملات امير المؤمنين عليه السّلام از توصيفات با ضماير غائب به مخاطب عدول نموده ، با خداوند سبحان چنان صحبت مىدارد كه گوئى روياروى او ايستاده
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 217 | محمد تقي جعفري