تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

در كسى كه صفت او است ، شايع و رايج است مانند زيد عدل يعنى صفت عدالت كه در زيد وجود دارد در غايت كمال است . البتّه اين صفات جمال و جلال در هيچ موجودى به غايت كمال جز در خداوند سبحان نمىرسد . بهر حال ، معناى جملات فوق بسيار روشن است و آن اينست كه خداوند متعال بخشندهء بىنيازى بهر نيازمندى است ، اگر نيازمند تكيه به غناى الهى نمايد و ايمان داشته باشد به اين كه همهء موجوديّت او وابسته به خداوند است كه غنىّ مطلق است ، در عين فقر و مسكنت ، احساس بىنيازى از همهء موجودات جز خدا مىنمايد . احتمال ديگر اين كه بدانجهت كه همهء انسانها فقيرند : * ( [ يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى الله وَالله هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ] ) * ( 1 ) ( اى مردم ، شما نيازمندان به خدائيد و خداوند است كه بىنياز و شايستهء پرستش است . ) و فقط خداوند است كه غناى مطلق صفت او است لذا همهء بىنيازىها و غناهائى كه در بشر ديده مىشود ، از آن خدا است و از آن مقام شامخ به انسانها و به هر موجود ديگر عطا شده است . به همين نحو است معناى عزّ كلّ ذليل و قوّة كلّ ضعيف . مىفرمايد : و مفزع كلّ ملهوف ( و پناهگاه يا پناه دهندهء هر دلسوخته ايست . ) كدامين انسان آگاه است كه در ميان ظلمات متراكم تخيّلات و انديشه‌ها اگر بتواند خود را نبازد اشعّهء غير قابل توصيفى را كه بطريق مرموز آن ظلمات را مىشكافد و ديدگان آن متحيّر در ظلمات را مىنوازد ، مشاهده نكند . آن كدامين انسان عاقل است كه با فرو رفتن در امواج متوالى شكّ و ترديدها اگر خود را نباخته باشد ، تخته - پاره اى از تعقّل ناب ، به فرياد او نرسد . آرى ، نمىتوان چنين انسانهائى را پيدا كرد ،

هامش
( 1 ) الفاطر آيهء 15 .