تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

عمل عينى و تطبيق رفتار با آن ، بدانجهت كه خويشاوندى با تمايلات و خواسته‌هاى شخصى و خود خواهيها ندارد ، و بدانجهت كه تحقّق بخشيدن به آن احتياج دارد به جدّيّت و تلاش و حذف هر چيزى كه مربوط به هويّت حقّ نمىباشد ، ( 1 ) لذا محدودترين و حسّاسترين اشياء است كه شوخى بردار و متحمّل مسامحه نمىباشد . مختصّ دوم عبارتست از بالاتر بودن حقّ از تمايلات و خواسته‌هاى شخصى افراد و جوامع . حقّ كارى با مىخواهم انسانها ندارد ، بلكه كار با بايستگيها و شايستگى - هاى انسان دارد ، چه انسان بخواهد و چه نخواهد . به همين جهت است كه حقّ در آن هنگام كه مطابق خواستهء يك انسان بوده و او را خوشحال مىسازد ، بايد متوجّه باشد كه حقّ براى خوشحال ساختن او بسراغش نيامده است ، بلكه با موقعيّتى كه دارد ، با حقّ منطبق است و طرف مخالف او باطل است . و بالعكس ، در آن هنگام كه حقّ خلاف خواستهء انسان بجريان مىافتد ، نه از آن جهت است كه خصومتى با او دارد ، و مىخواهد او را ناراحت كند و از ناراحتى او خوشحال شود ، [ مگر حقّ خوشحالى و بدحالى دارد ] بلكه بدانجهت است كه شخص مفروض موقعيّتى بر خلاف حقّ به خود گرفته است . حقّ آن قطب نماى كشتى وجود آدمى در اقيانوس زندگى است كه مسير واقعى مقصد را بدون كمترين انحراف نشان مىدهد . اين قطبنما هرگز با بادهاى طوفانى تمايلات كه كشتى وجود آدمى را از مسير واقعى خود ، منحرف مىسازد ، خود را منحرف نمىنمايد . دو - براى دادرسى ميان مردم كسى را انتخاب كن كه - 1 - آن را بهترين مردم جامعه در نظر خود مىدانى . 2 - امور و رويدادها او را در تنگنا نيندازد . 3 - از رفتار و گفتار متخاصمين يا خصماء كه براى احقاق حقّ به قضاوت او رجوع كرده‌اند ، به لجاجت نيفتد . 4 - اگر در لغزش افتاد . فورا خود را از لغزش باز بدارد و ادامه ندهد .

هامش
( 1 ) نقطهء مركزى دائره بيش از يك نقطه نيست و همانست كه همهء شعاعهاى دايره با در نظر گرفتن آن ، مساوى مىباشند . ممكن است دائره اى فرض كرد كه در مساحت آن ميليونها نقطه قرار داد ، ولى نقطهء مركزى بيش از يك نقطه نخواهد بود .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 180 | محمد تقي جعفري