* ( فَدَيْناه بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ) * . ( 1 ) ( و ابراهيم گفت : من به طرف پروردگارم مىروم و او مرا هدايت خواهد كرد . پروردگارا ، از صالحان براى من عنايت فرما . پس ما او را به فرزندى بردبار مژده داديم . وقتى كه فرزند ابراهيم در دامان پدرش به دوران جوانى رسيد ، ابراهيم گفت : اى فرزندم ، در عالم رؤيا مىبينم كه ترا ذبح مىكنم ، نظر كن [ در اين امر ] ببين كه چه مىبينى . فرزند ابراهيم گفت : اى پدر ، آنچه كه به تو امر مىشود انجام بده ، اگر خدا بخواهد مرا از بردباران خواهى يافت . وقتى كه [ پدر و فرزند ] تسليم امر خدا شدند و ابراهيم فرزندش را [ براى قربانى ] بر پيشانى خواباند ، ما او را ندا در داديم كه اى ابراهيم [ آنچه كه ] در خواب به تو دستور داده شده بود بجاى آوردى . ما بدينسان نيكو كرداران را پاداش مىدهيم . قطعا اين بود آزمايش آشكار . و ما ذبح عظيمى را بجاى فرزند ابراهيم پذيرفتيم . ) در اين كه حضرت ابراهيم عليه السّلام با دستور به قربانى كردن فرزندش آزمايش شده است ، هم در تورات متذكَّر شده است و هم در قرآن آمده است . فرقى كه قرآن در اين داستان با تورات دارد از اين قرار است : 1 - فرزندى كه حضرت ابراهيم براى قربانى كردن به قربانگاه برده است ، در تورات اسحاق بوده است و در قرآن نام اين فرزند برده نشده است . و روايات وارده در تعيين اين فرزند دو قسم است : قسم يكم مىگويد : اسحاق بوده است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام براى قربانى برده است . قسم دوم مىگويد : اين اسماعيل بوده است . طبرسى مىگويد : از امير المؤمنين عليه السّلام و ابن مسعود و قتاده و سعيد بن جبير و مسروق و عكرمه و عطا و زهرى و سدى و جبائى روايت شده است كه اسحاق بوده است و از ابن عبّاس و ابن عمر و سعيد بن المسيّب و الحسن و الشّعبى و مجاهد و ربيع بن انس و كلبى و محمّد بن كعب قرظى روايت شده است كه اين قربانى حضرت اسماعيل بوده است . ( 2 ) سپس طبرسى مىگويد : « قابل تأييدترين روايت همين روايت دوم است » و سپس استشهاد مىكند به اين كه در همين موقع
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 53
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣
هامش
( 1 ) الصّافّات آيات 99 تا 107
( 2 ) مجمع البيان ج 8 ص 453 تفسير سورهء الصّافّات .