اين داستان در قرآن مجيد چنين آمده است : * ( وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَاعْلَمْ أَنَّ الله عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) * ( 1 ) ( و در آن هنگام كه ابراهيم گفت : اى پروردگار من ، به من نشان بده كه مردهها را چگونه زنده مىكنى . خداوند فرمود : آيا ايمان نياورده اى عرض كرد : بلى ايمان آوردهام ، ولى مىخواهم قلبم [ در اين مسئله ] به آرامش برسد . خدا فرمود : چهار پرنده را بگير و آنها را بسوى خود بكشان [ و آنها را قطعه قطعه كن ] سپس آنها را تقسيم نموده و هر جزئى از آنها را بر سر كوهى قرار بده ، سپس آنها را بخوان آنها با شتاب بسوى تو خواهند آمد و بدان كه خداوند عزيز و حكيم است . ) ملاحظه مىشود كه در قرآن مجيد اوّلا - چهار پرنده ذكر شده است ( 2 ) ثانيا - علَّت دستور فوق در قرآن ، كيفيّت زنده كردن مردگان است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام مىخواست آن را با چشمانش مشاهده كند و اطمينان قلبى پيدا كند ( 3 ) . ولى در تورات براى اثبات توانائى خداوندى بر عطا فرمودن همهء روى زمين بر حضرت ابراهيم عليه السّلام .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 50
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٠
در تورات قضيّهء قربانى كردن ابراهيم فرزند خود را بدينقرار است : « و حدث بعد هذه الأمور أنّ اللَّه امتحن إبراهيم . فقال له يا إبراهيم
هامش
( 1 ) البقرة آيهء 260 .
( 2 ) در مجمع البيان در تفسير سورهء البقرة در تفسير آيهء 260 مىگويد : « و گفته شده است كه : اين چهار پرنده عبارت بودند از 1 - طاوس 2 - خروس 3 - كبوتر 4 - كلاغ . اين روايت از امام صادق عليه السّلام و مجاهد و ابن جريح و عطا و ابن زيد نقل شده است .
( 3 ) البتّه در بعضى از تفاسير آمده است كه خدا به ابراهيم وعده داده بود كه براى اثبات نبوّتش مرده را بوسيلهء او زنده خواهد كرد ، لذا ابراهيم از خدا خواست اين كار ماوراى طبيعى را با چشمش ببيند .