تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
( از اين جهت است كه به بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه حقيقت اينست كه اگر كسى ، يك انسان را بدون عنوان قصاص يا ايجاد فساد در روى زمين بكشد ، مانند اينست كه همهء انسانها را كشته است و اگر كسى را احياء كند مانند اينست كه همهء انسانها را احياء نموده است . ) مضمون اين آيهء مباركه را كه همه را مساوى ( 1 ) و ( 1 ) را مساوى همه معرّفى مىنمايد ، مىتوان با اين فرمول بسيار ساده ولى دارندهء عاليترين حقيقت ، نمودار ساخت : همه 1 و 1 همه
اين ما و من نتيجهء بيگانگى بود صد دل به يكدگر چو شود آشنا يكيست
صائب تبريزى علَّت اين وحدت و تساوى مربوط به ابعاد مادّى آدميان نيست ، زيرا ابعاد مادّى آنها خواه در شكل اعضاى كالبد مادّى كه دارد و خواه درك و فهمهاى حيوانى معمولى كه « موج خاكى فكر و وهم و فهم ماست » اندك علَّيّتى براى هماهنگى و وحدت از خود نشان نمىدهند ، بلكه با توجّه دقيق به خودخواهى حيوانى كه از صيانت ذات شروع و در هدف ديدن خود و وسيله ديدن همهء جهان هستى پايان مىيابد ، آن ابعاد همه و همه در جدا كردن انسان از انسان و تحكيم تضادّ كشنده ما بين آنها ، فعّاليّت مىكنند . بنا بر اين علَّت اين تساوى و وحدت را بايد در بعد روحى انسانها جستجو نمود كه اگر چه از يك طرف مجاور سطوح طبيعت است ، ولى از طرف ديگر رو به ماوراى طبيعت و مبدأ كمال و جمال مطلق خدا مىباشد . طرفهاى رو به ماوراى طبيعت ارواح آدميان ، اشعّهء خورشيد الهى را از يك منبع اصلى در مىيابند و سپس هر يك مانند روزنه‌هاى كوچك و بزرگ و رنگارنگ آن اشعّه را در عالم وجود منعكس مىنمايند . در نتيجه برادرى و هماهنگى و تساوى و بالاتر از همهء اين ارتباطات ، رابطهء وحدت به منبع خورشيد عظمت الهى متّصل است ، چنان كه در طريق حديثى مشاهده خواهيم نمود . سه - * ( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْها زَوْجَها ) * . ( 1 )
هامش
( 1 ) الأعراف آيهء 189 و النّساء آيهء 1 و الأنعام آيهء 98 .