تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

و بيان كامل آن در هنر ادبى ، مهمّترين و مفيدترين كارى است كه هنر ادبى چه در قالب شعر و چه در قالب نثر مىتواند انجام بدهد . از يك جهت با توجّه به خسارتها و آسيبهاى بنيان كن تزاحمها و تضادّهائى كه تاريخ بشرى را فرا گرفته است ، بايد گفت : هرگونه تلاش و تكاپو براى شناساندن و هموار كردن طرق وصول انسانها به وحدت و بيان آن با هر وسيلهء ممكن مخصوصا با هنر ادبى ، يكى از ضرورتهاى حياتى براى انسانها است . لذا مبالغه اى نكرده‌ايم اگر ادّعا كنيم كه هنر ادبى اگر چه تاكنون همه گونه امتياز و زيباييها را از خود بروز داده ولى قدمى در بيان وحدت انسانها و بيان هنرى آن برنداشته و در حقيقت كار مهمّى انجام نداده است . شايد همهء ما مضمون عبارت ذيل را شنيده يا خود درك نموده باشيم كه مىگويد : « هنر كوششى است براى آفرينش صور لذّت بخش . اين صور ، حسّ زيبائى ما را ارضاء مىكنند و حسّ زيبائى وقتى ارضاء مىشود كه نوعى وحدت يا هماهنگى حاصل از روابط صورى در مدركات حسّى خود دريافت كرده باشيم . » ( 1 ) به نظر مىرسد طرق مذهبى و عقلى و احساسى وصول انسانها به وحدت و احساس عالى آن ، بحدّ لازم و كافى تاكنون در دسترس انسانها قرار گرفته است ، اكنون نوبت هنر است كه با اشكال مختلف خود چه در شكل هنر ادبى و چه در اشكال ديگر ، به بيان آن وحدت و برانگيختن احساسات برين انسانها براى مسابقه در مسير وصول به آن ، وارد ميدان شود و اساسىترين وظيفه اى را كه به عهده دارد يا بايد به عهده داشته باشد ، انجام بدهد . چه مىشد اگر جوامع شرقى و غربى كه هم در انسان ناميده شدن مشتر كند و هم در ادّعاى پر طنطنهء « همهء ما انسانيم و بايد با يكديگر متّحد باشيم » همصدا هستند ، هنر را از آن ابتذالهاى مشمئزّ كننده نجات مىدادند و در مسير « حيات معقول » و در بيان وحدت معقول انسانها به كار مىگرفتند . درست است وحدتى كه در عبارت فوق كه از هربرت ريد نقل كرديم ، انتزاعى از واحدهاى صورى مدركات حسّى انسانها مىباشد ، ولى با نظر به لزوم تصاعد تجريد وحدت از واحدهاى صورى به واحدهاى معقول و معقولتر ، مانند

هامش
( 1 ) معنى هنر تأليف هربرت ريد ترجمهء آقاى نجف دريا بندرى ص 2 .