اهل معنى همه جان و همه جانان همند
عين هم قبلهء هم دين هم ايمان همند
در ره حق همگى همسفر و همراهند
زادهم مركب هم آب هم و نان همند
همه بگذشته ز دنيا به خدا رو كرده
هم عنان در ره فردوس رفيقان همند
هر يكى در دگرى روى خدا مىبيند
همچو آيينه همه واله و حيران همند
حسن و احسان يكى از دگرى بتوان ديد
مظهر حسن هم و مشهد احسان همند
همه در روى هم آيات الهى خوانند
همه قرآن هم و قارى قرآن همند
طرب افزاى هم و چارهء هم در هر گاه
مايهء شادى هم كلبهء احزان همند
همه از ظاهر و از باطن هم آگاهند
آشكاراى هم و واقف پنهان همند
عقل كلشان پدر و مادرشان نفس كل است
همه ماننده و پيوسته و اخوان همند
همه آيينهء هم صورت هم معنى هم
همه هم آينه هم آينه داران همند
ملَّا محسن فيض كاشانى
همهء اين ابيات را در واحد اختيارى الهى نقل خواهيم كرد .
فعّاليّت هنرى طرق بسيار متنوّعى براى ارائهء اين احساس برين و ارزش و عظمت آن در اختيار دارد كه ما فقط به ذكر نمونه اى از آنها مىپردازيم : 1 - هنرمند مىتواند چه بوسيلهء نقّاشىهاى عالى و چه با ارائهء نمايشنامههاى خوب ، تأثير و تأثّر انسانها را از شاديها و اندوههاى يكديگر بوسيلهء داشتن جان آگاه ، احساس وحدت مقدّماتى را در انسانها بوجود بياورد ، مانند : الف - نمايش و يا نقّاشى چشمهائى را نشان بدهد كه از ديدن سرور و انبساط در انسان ديگر ، فروغ خاصّ همان سرور و انبساط را جلوه مىدهد ، بطورى كه اگر يك انسان ، آن نشاط و سرور را در دو انسان متأثّر از يكديگر در يك زمان ببيند و عامل و معمول را نداند ، چنان تلقّى كند كه هر دو انسان تحت تأثير يك انگيزهء سرورانگيز و انبساط بخش قرار گرفتهاند .
ب - سخنان دو شخص متأثّر از همديگر را چنان تنظيم و از دل برآمده بيان كند كه هر انسان بيننده چنان تلقّى كند كه آن دو شخص از يك منبع و براى وصول بيك هدف آن سخنان را ابراز مىدارند .
ج - هنرمند مىتواند با بيان نقّاشى و نمايشى و غير از آن دو ، صدها كنش و واكنش را در صحنهء حيات انسانها ارائه نمايد ، مثل مضمون ابيات زير :