تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
هر كه چون تيغ مدارش كجى و خونريزيست خلق عالم همه گويند كه جوهر دارد
آقا راضى يا صائب تبريزى
ظاهر هر كس كه سنجيدم به ميزان نظر داشت با باطن همان نسبت كه رو با آستر
شفيعا اعمى شيرازى
بدگمانى بين كه با هر كس حكايت مىكنم او تصوّر مىكند كز وى شكايت مىكنم

حزنى اصفهانى يا خان احمد گيلانى چنان كه اشاره كرديم ، همهء اين شاعران عاليقدر بعد هوى پرستى و مادّه گرايى و خودپرستى انسان را مورد توبيخ قرار مىدهند نه همهء ابعاد او را كه شامل حقائق ارزشى مىباشند . خداوند متعال در عين حال كه انسان را هلوع ( اگر خيرى به او برسد ديگران را از آن محروم مىكند و اگر شرّى به او برسد داد و بيداد راه مىاندازد ) و مال دوست ( إِنَّه لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ) ( 1 ) معرّفى مىفرمايد ، تكريم مقام او را هم گوشزد مىنمايد : * ( وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا ) * ( 2 ) . ( و ما فرزندان آدم را اكرام نموديم و آنان را در خشكى و دريا به راه انداختيم و موادّ پاكيزه را نصيب آنان ساختيم و آنان را به مقدار فراوانى از آنچه كه آفريده‌ايم ، برترى داديم . ) وقتى شاعر مىگويد :

اهل دنيا از كهين و از مهين لعنة اللَّه عليهم أجمعين
قطعا مردم دنيا پرست را مىگويد كه براى دستمال ناچيزى قيصريّه‌ها را آتش مىزنند ، نه آن انسانهاى پاك و رشد يافته را كه دنيا همانطور كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است : براى آنان عبادتگاهى است سترگ .
هامش
( 1 ) العاديات آيهء 8 .
( 2 ) بنى اسرائيل آيهء 70 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256 | محمد تقي جعفري