به نظر مىرسد براى تفسير جملهء امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود : و لا عقدا إلَّا حلَّوه . ( آل اميّه پيمان و تعهّدى را رها نمىكنند مگر اين كه آن را نقض خواهند كرد . ) همين داستان را كه بيان نموديم كافى باشد ، و نيز احتياجى براى توضيح و تحليل جملات معاويه و امام حسن مجتبى وجود ندارد . 6 ، 8 - و حتّى لا يبقى بيت مدر و لا و بر إلَّا دخله ظلمهم و نبا به سوء رعيهم و حتّى يقوم الباكيان يبكيان : باك يبكى لدينه ، و باك يبكى لدنياه ( 1 ) ( تا آن گاه كه هيچ خانهء بنا شده از گل و گچ [ در شهرها و دهات ] و خيمههاى ساخته شده از پشم و مو و كرك [ در بيابانها ] را رها نكنند مگر اين كه ظلمشان وارد آن خيمهها شود و سوء مديريّتشان موجب ناگوارى سكونت در آنها گردد ، تا آن گاه كه مردم تقسيم به دو دستهء گريان شوند : مردمى گريان به دينشان و مردمى گريان به دنيايشان . )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٧
در بعضى از مجلَّدات گذشته اثبات كردهايم كه ناتوانترين حيوانات آن قدرتمندهاى قدرت پرست هستند كه موجوديّت خود را بر نفى هستى ديگران استوار مىسازند . اين پديده چندان جاى شگفتى نيست ، زيرا اين حيوانات موجوديّت
هامش
( 1 ) امير المؤمنين عليه السّلام نظير همين مضمون را در خطبهء 158 نيز فرموده است : فعند ذلك لا يبقى بيت مدر و لا و بر إلَّا و أدخله الظَّلمة ترحة . ( در اين موقع هيچ خانهء بنا شده از گل و گچ ( در شهرها و دهات ) و خيمههاى ساخته شده از پشم و مو و كرك ( در بيابانها ) نمىماند مگر اين كه ستمكاران اندوه در آنها وارد كنند . )