تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
خود را فقط با تورّم خود طبيعى و مطلق العنان بودن خود تفسير مىنمايند ، و ترديدى نيست در اين كه براى وصول به تورّمهاى نهائى و افسار گسيختگى مطلق ، مانند آتشى شعله ورند كه هر چه را سر راه خود و در مجاورت خود ببيند مىسوزاند و خاكستر مىكند . اين طبيعت تغيير ناپذير خودهاى طبيعى است كه جز تورّم خويشتن نه هدفى دارند و نه كسى را مىپذيرند و نه چيزى را ، مگر در حدود وسيله براى تورّم هر چه بيشتر خودهاى پليدشان . آنچه كه جاى شگفتى است ، اينست كه اين حيوانات واقعا خود را قدرتمند مىبينند در صورتى كه توانائى زيستن با موجودات ديگر را ندارند ، مگر اين كه آنان نه اراده اى از خويشتن داشته باشند و نه حركتى . اين كه گفتيم ، قاعدهء كلَّى است كه از آغاز تاريخ تاكنون جريان داشته است و يك قضيهء ذوقى نيست كه بگوئيم : ممكن است كسانى آن را مطابق ذوق خود بدانند و بپذيرند و ممكن است كسانى هم باشند كه آن را نپسندند . جامعه اى كه شخصيّتى مانند امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام را كه همهء گفتارها و كردارها و انديشه هايش حقّ بوده است ، جدّى نگيرد و موجوديّت خود را بوسيلهء تعليم و تربيت او تكامل نبخشد ، بديهى است كه با چه نتايجى مواجه خواهد گشت . امير المؤمنين عليه السّلام كه در جملات مورد تفسير ، سوء مديريّت آل اميّه را گوشزد فرموده‌اند ، در حقيقت قاعدهء كلَّى در ادارهء اجتماع را بيان نموده‌اند كه عبارتست از تلازم قطعى قانون شكنى و نقض پيمان ، با فراگير بودن ظلم و سوء مديريّت . و اين قاعدهء كلَّى در همهء دورانهاى تاريخ صحيح و جارى بوده و خواهد بود . در نتيجهء ظلم و سوء مديريّت ، طبيعى است كه معمولا نشاط و انبساط از درون انسانها رخت برمىبندد و جاى آن را گرفتگى و اندوه مىگيرد كه گريه‌هاى آشكار و مخفى علامت آن است . امير المؤمنين مىفرمايد : ظلم و سوء مديريّت آل اميّه كار را به جائى مىكشاند كه آنان كه طرفدار و بردهء آنان نيستند ، همواره گريان خواهند بود - يا گريه بر زوال دين و يا گريه بر اختلال معيشت .