بدورنا نقول : آمين . أقول : و كلّ من يدافع عن القيم الإنسانيّة الإسلاميّة و يدفع طريقة الماكياوليّة يقول : آمين . ( « حمد خداى را هرگاه كه حمد كننده اى خدا را حمد كند و شهادت مىدهم كه خداوندى جز او نيست ، هرگاه كه شهادت دهنده اى شهادت به او بدهد . و شهادت مىدهم به اين كه محمّد ( صلَّى اللَّه عليه و آله ) بنده و فرستادهء اوست ، خداوند او را براى هدايت كردن مردم فرستاده و او را به وحى امين فرموده است ، درود و سلام خدا بر او و اولادش . پس از حمد و ثنا ، سوگند به خدا ، من اميدوارم كه با سپاس خداوندى و از احسان آن ذات اقدس ، طلوع صبح را ( همهء روزگار عمرم را ) مىگذرانم و من خير خواه ترين مردم براى مردمم . و من هيچ صبحى را درك نكردم كه كينه اى از مسلمانى به دل گرفته و ارادهء بد و حادثهء خطرناكى در بارهء او داشته باشم . آگاه باشيد ، آنچه را كه در حالت اجتماع از آن كراهت داريد ، بهتر از آنست كه در جدائى و تنهائى آن را مىخواهيد . آگاه باشيد ، نظر من در بارهء شما بهتر از نظر شما در بارهء خودتان مىباشد . امر مرا مخالفت نكنيد و رأيم را به من ردّ ننمائيد ، خداوند سبحان مرا و شما را ببخشايد و شما را و مرا به آن چه كه محبّت و رضايش در آنست ارشاد فرمايد . » سپس فرمود : « اى مردم ، خداوند شما را بوسيلهء انسان اوّلى ما ( پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ) هدايت فرمود و خونهايتان را بوسيلهء آخر ما ( امام حسن عليه السّلام يا احتمالا حضرت بقيّة اللَّه حجّة بن الحسن عليهما السّلام ) حفظ فرمود و براى اين امر ( امر خلافت و امامت يا سلطنت معاويه ) مدّتى است و دنيا جريانى است متناوب . خداوند عزّ و جلّ به پيامبرش محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : بگو بانان : نمىدانم آيا آنچه كه بان وعده شدهايد نزديك است يا دور . اوست خداوندى كه مىداند سخنى را كه آشكار ( بلند ) مىگوييد و آن سخنى را كه مخفى مىنماييد . و نمىدانم شايد اعلانى كه بشما نمودم ( يا زندگى اين دنيا ) آزمايشى براى شما است . ( 1 ) » سپس فرمود : « معاويه بشما گفت ( نظر داد ) : كه من او را شايستهء خلافت ديدم و خود را شايستهء آن نديدم ، معاويه دروغ گفته است و ما در كتاب خداى عزّ و جلّ و در زبان پيامبرش شايسته ترين مردم براى مردم مىباشيم . و از زمانى كه خداوند پيامبرش را از اين دنيا برده است همواره تاكنون ما اهل بيت مظلوم بودهايم و خداوند
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٤
هامش
( 1 ) الأنبياء آيهء 111 .